أُولئِكَ يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ وَ هُمْ لَها سابِقُونَ
. « 1 »
مؤلف : اين صفات كه ما برشمرديم ، نه تكليفى ما لا يطاق است كه به اين نمىتوان رسيد .
علّامه شعرانى : خداوند مردم را به اجبار به كار خير وادار نكرد ؛ چون مصلحت در اين بود كه انسان بالطبيعه مختار باشد و جبر بر خلاف طبيعت اوست . هرموجود را كه بر خلاف طبيعت او مجبور كنند ، آثار او از وى پديد نيايد ، مانند آنكه نهال را زير سرپوش نهند ، نرويد و هرمردمى كه در اختيار ستمكاران باشند و استقلال در ارادهء فردى نداشته باشند ، بر خلاف طبيعت انسانيّت . البتّه فوائد وجود انسانى كه ترقّى علم و اخلاق و صنعت و هنر باشد ، بر او مترتّب نشود . از اين جهت ، همهگونه ترقّى در امّتهايى است كه از استبداد ظلمه مصون باشند . « 2 »
أَمْ يَقُولُونَ بِهِ جِنَّةٌ بَلْ جاءَهُمْ بِالْحَقِّ
. « 3 »
مؤلف : آيا مىگويند ديوانه است و به او علّت ديوانگى است . آن نيست كه ايشان گفتند ، بل اين پيغامبر حقّ آورد به ايشان و بيشتر ايشان حق را كارهاند .
علّامه شعرانى : دليل بر آن است كه او ديوانه نيست ؛ چون كسى كه سخن حقّ و صحيح گويد ، مانند توحيد و معارف و اخلاق و اسرار اجتماعى و احكام موافق مصالح ، البتّه ديوانه نيست . ديوانه آن است كه فكر نامنظّم دارد . « 4 »
وَ إِنَّكَ لَتَدْعُوهُمْ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ
. « 5 »
مؤلف : به آيات قبل الزام جهت فرموده بر كافر و قطع معاذير و علل ايشان نموده
هامش
( 1 ) . مؤمنون ( 23 ) آيهء 61 .
( 2 ) . روح الجنان ، ج 8 ، ص 148 .
( 3 ) . مؤمنون ( 23 ) آيهء 70 .
( 4 ) . روح الجنان ، ج 8 ، ص 151 .
( 5 ) . مؤمنون ( 23 ) آيهء 73 .