مؤلف ذكر كرده ، هشتاد روز است كه چهار بيست مىشود و شايد باقى آن در تقدير و نيّت بوده و براى وضوح ذكر نفرموده يا كاتبان در نسخه سقطى كردهاند . و به حسب قاعده ، بايد بيست روز نطفه ، بيست روز مضغه ، بيست روز عظام ، بيست روز لحم و بيست روز پس از آن روح در او دمد . و روايتى كه دلالت بر شمارهء اين روزها مىكند ، ضعيف است و ما شرح آن را در حاشيهء وافى نوشتهايم . و درست آن است كه بگوييم :
مقصود خداوند تدريج خلقت است انسان را از خاك تا مقام فرشتگان و نظر به مدّت و ايّام نيست . « 1 »
أَحْسَنُ الْخالِقِينَ
. « 2 »
مؤلف : دليل است بر بطلان قول آنان كه گفتند : لا خالق إلّا اللّه ؛ براى آنكه خداى تعالى « خالقين » جمع گفت ، اثبات كرد خالقانى جز او .
علّامه شعرانى : در زبان عامّه به زمان ما خلق كردن به معنى آفريدن ، يعنى از عدم بهوجود آوردن جواهر است و بدينمعنى ، جز بر خداوند صحيح نيست ، چون لا مؤثّر في الوجود إلّا اللّه . « 3 »
ثُمَّ إِنَّكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ تُبْعَثُونَ
. « 4 »
مؤلف : پس شما را روز قيامت زنده كنند و برانگيزند .
مرحوم شعرانى : مرده شدن و زنده گشتن در قيامت دنبالهء همان تكميل تدريجى خاك است كه آن را به جايى رسانيد كه مجرّد شد و در عالم عقول درآمد . « 5 »
هامش
( 1 ) . روح الجنان ، ج 8 ، ص 128 .
( 2 ) . مؤمنون ( 23 ) آيهء 14 .
( 3 ) . روح الجنان ، ج 8 ، ص 129 .
( 4 ) . مؤمنون ( 23 ) آيهء 16 .
( 5 ) . روح الجنان ، ج 8 ، ص 130 .