را علقه گردانيديم . و علقه خونى بسته باشد . أي علق بعضها بعضا تعلّق بعضها ببعض .
آنگه آن علقه را مضغه گردانيديم . و مضغه پاره گوشت خاييده باشد . فعله به معنى مفعوله . آنگه آن مضغه را استخوان در او پديد آورديم و آنگه آن استخوان را گوشت به رو پوشانيديم .
علّامه شعرانى : مقصود از ذكر اين مراتب نعمتى است كه خداوند به انسان ارزانى داشته . خاكى كه پست و ناچيز و جماد است ، به تدريج ترقّى داده است تا به مرتبهء فرشتگان رسانيده ، مانند آنكه كسى گويد : بنگر من از سنگ و قليا شيشه و بلور ساختم و اين درجات همه پست است تا چون به خلق آخر رسد . و اينكه فرمود :
گوشت بر استخوان پوشانيديم ، مقصود ترتيب ذكرى است ، نه تأخير زمانى ؛ زيرا كه جنين اوّل استخوان بىپوشش نيست تا بعد از آن گوشت بر آن پوشند ، بلكه اوّل گوشت هست و استخوان در باطن گوشت محكم مىشود . و اينكه عوام هرتقديم و تأخير را نسبت به زمان مىدهند ، صحيح نيست ، چنانكه شاعر گفت : « إنّ من ساد ثمّ ساد أبوه ثمّ قد ساد قبل ذلك جدّه » . « 1 »
فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ
. « 2 »
مؤلف : أي فأنبتنا اللحم على العظام كاللباس .
علّامه شعرانى : و الظاهر أنّ الفاء في قوله تعالى :
فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً
ليس للترتيب ، بل هي مثل أنا أنشانا هنّ إنشاء ، فجعلنا هنّ أبكارا ، فإن جعلهنّ أبكارا ليس متأخّرا عن خلقهنّ و كذلك ليس خلق اللحم متأخّرا عن العظم ؛ إذ الجنين ليس عظما مجرّدا ؛ ثمّ يكسى لحما و الخلق الآخر هو غير الخلق الجسماني الدنيوي ، بل هو جوهر مجرد من عالم الملكوت . « 3 »
هامش
( 1 ) . روح الجنان ، ج 8 ، ص 128 .
( 2 ) . مؤمنون ( 23 ) آيهء 14 .
( 3 ) . مجمع البيان ، ج 7 ، ص 101 .