موجب ادامهء نزاع مىشود نه قطع نزاع . پس مطابق مذاق قضات و مناسب محاسن شرع ، قول ابن جنيد اولى است و روايات بسيار كه دلالت بر مذهب او مىكند ، رجحان دارد و تفصيل آن را در حواشى وافى گفتهايم . « 1 »
مؤلف : مخلوقات بر سه قسمند : يا روحانى يا جسمانى يا مركّب از روحانى و جسمانى . آنها كه روحانى محضند . ملائكهاند . . . .
علّامه شعرانى : ملائكه را روحانى محض فرموده ؛ چون جسم آنها مادّى نيست ، مانند جسم حيوان و انسان ، بلكه مجرّدند . و اگر مادّى بودند ، همهء مردم آنها را مىديدند و چون مادّى نيستند ، فقط انبيا و اوليا آنها را مشاهده مىكنند . و آنها كه ملائكه را جسمانى نمىدانند ، مقصودشان جسم مادّى است و آنها كه جسمانى مىدانند ، يعنى از آن اجسام كه براى انبيا متمثّل مىشوند ، نه مادّى مانند انسان . « 2 »
فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ
. « 3 »
مؤلف : متعالى است قديم تعالى از ميان همهء خلقان ؛ قديم تعالى از آنجا كه مقتضاى حكمت اوست آدمى را از آن آبى كه آن را نطفه خوانند و آن آبى است كه از ميان پشت و استخوانهاى سينه بيرون مىآيد . چنان كه گفت :
يَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ
« 4 » بيافريد و آن آب فرود آرد و بر رحم زن رساند . در رحم مىباشد ، بيست روز و در آن مدّت به تدريج علقه مىگردد و علقه مضغه . باز آن مضغه را بيست روز ديگر استخوانها در او پديد آرد . به تدريج باز بيست روز ديگر آن استخوانها را گوشت برپوشاند . چون برهنه را كه جامه در او پوشانند . آنگه چون بيست روز ديگر بگذرد ، چهار ماه تمام شود ، حيات در او آفريند .
علّامه شعرانى : چهار ماه ، صد و بيست روز است كه شش بيست مىشود و آنچه
هامش
( 1 و 2 ) . منهج الصادقين ، ج 6 ، ص 216 .
( 3 ) . مؤمنون ( 23 ) آيهء 14 .
( 4 ) . طارق ( 86 ) آيهء 7 .