مؤلف : پس پوشانيديم آن استخوان را گوشتى .
مرحوم شعرانى : از اين عبارت به ذهن انسان چنان مىرسد كه خداوند اوّل استخوان مىآفريند و پس از زمانى گوشت بر آن مىپوشاند . و اين مراد نيست ؛ چون خلقت گوشت مقدّم بر استخوان است . جنين در آغاز خلقت پوست و عضلات دارد ، امّا استخوانش غضروف است و متدرّجا سخت مىگردد . حتّى بسيارى از استخوانهاى او پس از ولادت نيز استخوان نشده و غضروف مىنمايد و در هيچحال استخوان برهنه در گوشت در جنين نيست و در سقط جنين كه از زمان قديم تاكنون معروف بوده است ، مردم اين حالت را مشاهده نكردهاند و ترتيب و تراخى زمانى مقصود نيست ، مانند :
وَ ذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى
. « 1 » از آيه معلوم مىگردد نطفه پيش از علقه است و علقه پيش از مضغه و مضغه پيش از استخوان و چهل روز بودن در هر حالت ، معلوم نمىگردد . « 2 »
مؤلف : [ قولى را از يكى از فقها دربارهء ديه مطرح مىكند كه ديهء جنايت قبل از ازدواج روح دو ديه است ] .
علّامه شعرانى : ابن جنيد گفته است و قول او در مقام افتا و قضا انسب باشد . امّا تعيين ديه و فرق بين مقادير آن به ايّام غيرممكن است ؛ چون آغاز حمل البتّه معلوم نيست تا چون چهل روز بگذرد ، مقدارى ديه ثابت كنيم و تا هشتاد روز بگذرد ، مقدارى ديگر . و نيز تعليق حكم بر علقه و مضغه و نطفه بسيار بعيد است ؛ چون انتقال از هرحالت به حالت ديگر تدريجى است نه دفعى و نمىتوان گفت روزى نطفه است و فرداى آنروز علقه . و اين ، نظير جوانى و شيخوخيّت است كه به تدريج حاصل شود و احالت به عرف ، چنانكه رسم فقهاى معاصر است ، در امورى كه عرف نيز در تشخيص حدود آن متوقّف باشد ، خصوص در مقام قضا صحيح نيست و بيشتر
هامش
( 1 ) . اعلى ( 87 ) آيهء 15 .
( 2 ) . منهج الصادقين ، ج 6 ، ص 213 .