كه آن را پسندند كه جنّت نعيم است كه به ايشان انعام فرمايد ، بر وجهى كه هيچ چشمى آن را نديده و هيچ گوشى نشنيده و در خاطر هيچكس خطور نكرده ، كما وقع في الحديث : « ما لا عين رأت و لا أذن سمعت و لا خطر على قلب بشر » .
علّامه شعرانى : اين نعم شامل نعم روحانى و جسمانى هردو مىشود و نعمتهاى روحانى را انسان در اين عالم ادراك نمىكند . و اگر گويى : بزرگان عرفا و حكما ادراك آن كردهاند ، گوييم : آنها نيز غالبا ادراك اجمالى كردهاند نه تفصيلى ، مانند آنكه به شهرى نرفته به اجمال مىداند خانه و فرش و خوراك و ساير امور آن به وجهى ديگر است غير شهر خود و مىداند از آن بهره و لذّت كامل مىبرد ، امّا حقيقت آن را نيافته ؛ نظير آنكه فرزند ندارد ، لذّت فرزند را و آنكه قرض ندارد ، عذاب آن را نمىداند . « 1 »
ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهارِ . . .
. « 2 »
مؤلف : ايلاج ادخال ، باشد بكره و ولج إذا دخل . . . . و اين براى آن گفت تا بدانند كه او قادر است بر اين و مختصّ است به قدرت بر اين ؛ چه قادر به قدرت اين نتواند كرد .
علّامه شعرانى : قادر به قدرت در مقابل قادر بالذات است . خداوند قادر بالذات است و ساير موجودات قادر به قدرت زائد بر ذات كه از غير استفاده كردهاند . « 3 »
أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ وَ الْفُلْكَ تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَ يُمْسِكُ السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ
. « 4 »
مؤلف : آيا نديده و ندانستهاى كشتىها را در حالتى كه مىروند در درياها با فرمان او و آيا ندانستهاى كه خدا نگاه مىدارد آسمان را از آنكه بيفتد بر زمين ، مگر به مشيّت
هامش
( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 6 ، ص 186 .
( 2 ) . حجّ ( 22 ) آيهء 61 .
( 3 ) . روح الجنان ، ج 8 ، ص 115 .
( 4 ) . حجّ ( 22 ) آيهء 65 .