علّامه شعرانى : خداى تعالى همهچيز را مىداند و نياز به نوشتن ندارد و آنكه علمش در نوشته و كتاب باشد ، ناقص است . و اين تعبير براى تشبيه و نزديك ساختن به ذهن مردم و تعبير به عبارت آنهاست و از معنى غيرمحسوس كه علم است ، به چيز محسوس كه كتاب است ، تعبير فرمود . « 1 »
وَ يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ
. . . لَيْسَ لَهُمْ بِهِ عِلْمٌ
. « 2 »
مؤلف : و مىپرستند بدون خداى تعالى اصنامى و اوثانى كه خداى تعالى به آن حجّتى فرونفرستاد و ايشان را به آن علمى نيست ، براى آنكه چون دعوى را بر آن حجّت نباشد ، ايجاب علم نكند .
علّامه شعرانى : گفتهاند : « ذوات الأسباب لا تعرف إلّا بأسبابها » ؛ هرچه علّت دارد تا علّتش معلوم نگردد ، او خود معلوم نگردد ؛ چون هرعلم يا بديهى است يا نظرى و چون دعوى بتپرستان بديهى نيست ، بايد مانند ساير نظريات به دليل شناخته شود . « 3 »
وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ
. « 4 »
مؤلف : اين آيه دالّ است بر آنكه بندگان را رخصت است ترك مأمور به را در حال مشقّت عظيمه .
علّامه شعرانى : بايد دانست كه همهء تكاليف حرج است ، مانند روزه در تابستان
گرم و جهاد در راه دين و صبر بر فقر براى ترك مكاسب محرّمه . و اينگونه تكاليف را بدين آيه رفع نتوان كرد ، بلكه حرجى كه بيش از دشوارى نوعى هرتكليف
هامش
( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 6 ، ص 193 .
( 2 ) . حجّ ( 22 ) آيهء 71 .
( 3 ) . روح الجنان ، ج 8 ، ص 118 .
( 4 ) . حجّ ( 22 ) آيهء 78 .