لَمَنْ ضَرُّهُ أَقْرَبُ مِنْ نَفْعِهِ
. « 1 »
مؤلف : و نحويان در اين لام خلاف كردند : بعضى گفتند : تأكيد است . . . ، بعض دگر گفتند : جواب قسمى مضمر است . . . ، و بعضى دگر گفتند : يدعو بهمعناى يقول است . . . ، و بعضى دگر گفتند : يدعو از صلهء ضلال است . . . . آنگه ابتدا كرد و گفت :
لَمَنْ ضَرُّهُ أَقْرَبُ مِنْ نَفْعِهِ
و محلّ او رفع بود بر ابتدا و خبر او
لَبِئْسَ الْمَوْلى وَ لَبِئْسَ الْعَشِيرُ
« 2 » باشد .
علّامه شعرانى : قول ديگر در توجيه لام آنكه
مِنْ
مفعول
يَدْعُوا
نيست ، بلكه مبتدا است
لَبِئْسَ الْمَوْلى
خبر آن و جملهء
لَمَنْ ضَرُّهُ
- إلى آخره - مستأنفه است و
يَدْعُوا
متعلّق به جملهء سابق است ، اعنى :
ذلِكَ هُوَ الضَّلالُ الْبَعِيدُ * يَدْعُوا
« 3 » . پس
يَدْعُوا
حال است براى كلمهء ذلك و ضمير مفعول از آن محذوف است . و اين قول پنجم است .
و مؤلف پس از اين ، سه قول ديگر نقل كرده كه معنى آن معلوم است ، امّا به تكلّف است و خارج از قاعده و بىشاهد . و [ در ] سه قول پيش از آن ، اعنى قول دوم و سوم و چهارم ، مطلقا مقصود گوينده معلوم نيست . بنابر قول دوم فرضا لام براى تأكيد آمده است ، آيا
لَمَنْ ضَرُّهُ أَقْرَبُ مِنْ نَفْعِهِ
« 4 » در چه محل از اعراب است يا جمله مستأنفه است . به هرحال ، به يكى از اقوال ديگر راجع مىشود . و قول سوم كه گويد : جواب قسم مضمر است ، ناچار به يكى از وجوه ديگر بازمىگردد ؛ زيرا كه جواب قسم جملهاى است غير متعلّق به
يَدْعُوا
و جز حمل بر قول پنجم نتوان نمود . قول چهارم بىمعنى است ؛ زيرا كه كافر بتپرست نمىگويد : زيان بتپرستى از نفع آن بيشتر است ، بلكه اين قول خداوند است در سرزنش آنها . « 5 »
هامش
( 1 ) . حجّ ( 22 ) آيهء 13 .
( 2 ) . همان .
( 3 ) . حجّ ( 22 ) آيهء 12 .
( 4 ) . همان ، آيهء 13 .
( 5 ) . روح الجنان ، ج 8 ، ص 77 .