جواب از اين به يكى از دو وجه است : يكى آنكه صحائف اعمال را به وزن درآورند و آنها از قسم اجسامند . دوم آنكه در كفهء حسنات به عوض آن جوهر بيض مشرقه وضع كنند و در كفّهء سيئّات به عوض آن جواهر سود مظلمه . چنانكه آثار مخبر است به آن .
علّامه شعرانى : بهتر آن است كه ظاهر قرآن را تصديق كنيم و معنى آن را به خداوند واگذاريم ؛ چون ما خواصّ موجودات را نمىدانيم ، شايد اعمال ما در آخرت قابل وزن باشد . قياس عالمى به عالمى ، بلكه شهرى به شهرى و كشورى به كشورى جايز نيست . « 1 »
قالُوا وَجَدْنا آباءَنا لَها عابِدِينَ
. « 2 »
مؤلف : مروى است كه معظم كيد شيطان آن است كه مردمان را بر تقليد دارد .
علّامه شعرانى : چنانكه مؤلف گويد : تقليد در اصول دين جايز نيست و جماعتى از محدّثان خاصّه و عامّه گويند : تقليد در دين روا باشد . با اين همه آيات قرآن كه در مذمّت تقليد آمده و اهل حديث گويند : اصحاب پيغمبر و ائمّه - صلوات اللّه عليهم - مؤمن بودند و از حجّت و برهان خبر نداشتند . اين سخن صحيح نيست ؛ زيرا آنها به حجّت ايمان آوردند و آيات قرآن همه استدلال است . نهايت آنكه اصطلاح اهل كلام و اصول متداول نبود ، مانند دور و تسلسل و واجب و ممتنع و ممكن الوجود . و علم عبارت از حفظ اصطلاح نيست ، و گرنه بايد بگوييم : امرؤ القيس عروض نمىدانست و نابغه از صرف و نحو بىخبر بود . و عجب آنكه مرحوم مجلسى رحمه اللّه در حقّ اليقين فرمايد : ايمان مقلّدان استوارتر از ايمان اهل برهان است . و كلام او را تأويل بايد كرد ؛ چون به اجماع علما ايمان تقليدى صحيح نيست . « 3 »
هامش
( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 6 ، ص 75 .
( 2 ) . انبياء ( 21 ) آيهء 53 .
( 3 ) . منهج الصادقين ، ج 6 ، ص 78 .