سامرى و مكتسب از رابطهء او با رسول بود ، چنانكه در آيهء ديگر بيايد ؛ چون در اينجا تأثير طبيعى است و در آنجا تأثير نفسانى . « 1 »
مؤلف : مجاهد گفت : سامرى آن گوساله به صنعت چنان ساخته بود مخارق گلوى او ، چون بادى در زير او دميدندى ، آن باد در شكم او افتادى از گلوى او آواز گاو بيرون آمدى ، چنانكه آواز نى و مزمار به اختلاف مخارق مختلف مىشود .
علّامه شعرانى : اگر گويى : سامرى از ترويج بتپرستى چه طرفى مىبست و از اين كار زشت چه تمتّعى مىبرد ؟ در جواب گوييم : در آن عهد غالب مردم جهان يا همهء آنان غير بنى اسرائيل بتپرست بودند ، مقتدرتر و متمدّنتر از ايشان و اقوام ضعيف تشبّه به اقويا را فخر خود مىشمارند و آن را موجب نجات از ذلّت مىپندارند و از اين جهت موسى را گفتند :
يا مُوسَى اجْعَلْ لَنا إِلهاً كَما لَهُمْ آلِهَةٌ
. « 2 » و چون سامرى اشخاصى هستند در هرگروه كه ترويج رسوم زشت را براى خير و سعادت قوم خود انجام مىدهند و عمرو بن لحى كه بتپرستى را ميان عرب رواج داد ، مشهور است تا حجازيان را شبيه به شاميان سازد . « 3 »
قالَ بَصُرْتُ بِما لَمْ يَبْصُرُوا بِهِ
. « 4 »
مؤلف : گفت سامرى : بينا شدم به آن چيزىكه بينا نبودند بنى اسرائيل به آن ؛ يعنى متفطّن و عالم گشتند و آنچه ايشان عالم نبودند و ندانستند و از آن خبرى نداشتند و آن اين بود كه رسولى كه آمد به تو در وقت غرق شدن فرعون ، روحانى محض بود و دانستم كه اثر موطى آن فرس به هيچچيز نمىرسد ، مگر كه زنده مىشود يا ديدن من به ديدهء ظاهر هرآنچه ايشان نديدند از سوار شدن جبرئيل بر فرس حيات .
هامش
( 1 ) . همان .
( 2 ) . اعراف ( 7 ) آيهء 138 .
( 3 ) . روح الجنان ، ج 7 ، ص 483 .
( 4 ) . طه ( 20 ) آيهء 96 .