تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى) — صفحة 840

مساهمون:

ص٨٤٠
كلمه در قرآن دليل بزرگى است بر عدم تحريف . چون اگر بناى قرّاء بر اعمال رأى و سليقه و مراعات قواعد بوده ، حتما اين كلمه را تغيير مىدادند و هذين مىكردند ، امّا بنابر سماع بوده است . « 1 »
قالَ بَلْ أَلْقُوا
. « 2 » مؤلف : گفت : بلكه شما بيفكنيد اگر محقّيد و بر مدّعاى خود اثبات حجّت مىتوانيد كرد بر آن‌كه من ساحرم . و چون شرط مذكور بعد از امر مقدّر است ، پس امر به القا حسن باشد و منافى عصمت موسى عليه السّلام نباشد . علّامه شعرانى : چون امر كردن به گناه ، گناه است و هنگامى كه موسى عليه السّلام فرمود : بيندازيد ، امر به گناه كرد ؛ زيرا مقابله با پيغمبر عليه السّلام گناه هست . و مؤلف جواب داده است كه اين امر مشروط است ؛ يعنى بيندازيد اگر خود را بر حق مىدانيد و اين منافى عصمت حضرت موسى عليه السّلام نيست . « 3 » مؤلف : در تفسير همين آيه توجيهى دارد كه چون ساحران ادوات سحر خود را بيفكندند ، به سبب حرارت هوا ، زيبق در جوف چوب‌ها و رسن‌ها در اضطراب درآمد . علّامه شعرانى : اين توجيه به‌نظر صحيح نمىرسد ؛ چون زيبق ممكن نيست چوب را به حركت درآورد . و صحيح همان است كه از آيهء كريمه مفهوم مىگردد به تأثير نفوس جودان ، چونان به‌نظر نگرندگان مىرسد كه ريسمان و عصا حركت مىكند . و اين‌گونه تأثير از شعبده‌بازان ديده شده است و خود مشاهده كرده‌ايم و اين مشاهده را خداوند تعالى تخييل ناميده است . « 4 »
هامش
( 1 ) . روح الجنان ، ج 7 ، ص 470 . ( 2 ) . طه ( 20 ) آيهء 66 . ( 3 ) . منهج الصادقين ، ج 6 ، ص 7 . ( 4 ) . همان ، ص 6 .