شكافتن سدّ در روز قيامت يا نزديك آن نيست ، بلكه پيش از آن است . وقتى باشد كه يأجوج و مأجوج بر غالب زمين مسلّط گردند و مدّتى به آزار مردم پردازند . آنگاه به علّتى هلاك شوند و خداوند باز مسلمانان را بر آنها ظفر دهد و چون در زمان ما هيچ نقطه از زمين غير مكشوف نمانده است و هيچ امّت غيرمعلوم ، و همهء طوايف انام به يكديگر راه دارند و باهم محشورند و اگر يأجوج و مأجوج طايفهاى از نژاد مغول بودند - چنانكه غالب مفسّرين اسلام گويند يا سيتها ، چنانكه اكثر نصارى معتقدند - هماكنون سدّ را شكافته و در جهان پراكندهاند ، بلكه مغولان به عهد چنگيز در جهان غلبه يافتند و صقلابيان و سيتها در دو قرن اخير به غايت شوكت رسيده و بر بسيارى از جهان معموره تسلّط يافتهاند ، و اين روايت قتاده تحقّق يافته است . « 1 »
مؤلف : وهب گفت : ايشان بر هيچ گياهى و چوبى و درختى نيايند الّا كه بخورند ، آنگه جوىهاى زمين بازخورند و هركه را از مردمان يابند ، بخورند و جملهء زمين بستانند الّا مكّه و مدينه و بيت المقدس كه بر اين سه جاى دست و ظفر نيابند .
علّامه شعرانى : اگر مغولان بودند ، بر عمدهء ممالك دست يافتند غير مكّه و مدينه و شام و بعضى بلاد غربى و اگر قوم سيت باشند ، باز بر اين بلاد مسلّط نشدند و عباراتى كه در اين روايت هست ، كنايت از تصرّف همه ثروتها و آبهاى زمين است . « 2 »
حَتَّى إِذا ساوى بَيْنَ الصَّدَفَيْنِ
. « 3 »
مؤلف : . . . ولى حكم كرد تا ميان آن دو كوه را كه چهار هزار قدم طول آن بود . . . ، فرش كردند تا چون مساوى شد ، يعنى : فرش تمام گشت ميان هردو جانب كوه .
مرحوم شعرانى : از اين آيه معلوم مىگردد سدّ ذو القرنين كه براى بستن راه حملهء قوم وحشى از ميان دو كوه است ، بسيار طويل نبود ، چنانكه بعضى آن را به ديوار چين منطبق سازند . و چهار هزار قدم نيز دليل قطعى ندارد و شكاف ميان دو كوه شايد از
هامش
( 1 ) . روح الجنان ، ج 7 ، ص 383 .
( 2 ) . همان ، ص 374 .
( 3 ) . كهف ( 18 ) آيهء 96 .