چون تعظيم كسى موجب صحّت همهء افكار او نيست و حضرت امير المؤمنين عليه السّلام بعض اعمال عمر و ابى بكر را در نظم جهان و حفظ ظاهر اسلام تمجيد فرموده است و ارسطو خود از افلاطون تعظيم بسيار كرده و همهء عقايد او را صحيح نمىدانست و خداوند دربارهء بخت نصّر گفت :
بَعَثْنا عَلَيْكُمْ عِباداً لَنا أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ
« 1 » و نيز حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام در توحيد مفضّل از ارسطو به تجليل نام برده است . « 2 »
قالَ ما مَكَّنِّي فِيهِ رَبِّي خَيْرٌ
. « 3 »
مؤلف : گفت يعنى - ذو القرنين - : آنچه خداى مرا تمكين داده است در آن ، بهتر است شما يارى دهيد به قوّتى تا من از ميان شما و ايشان سدّى كنم به روى و سنگ و آهن بسيار و روى و مس ، چنانكه توانيد جمع كنيد آن را . جمع كردند ، چندانكه او گفت ، آنگه گفت : من بروم و يكبار ايشان را بنگرم . به بالاى كوه برآمد و درنگريد ، گروهى را ديد بر يك شكل نر و ماده به قد نيممرد و بهرى بود . . . ، آنگه به سنگ برآورد طول صد فرسنگ در عرض پنجاه فرسنگ . . . .
علّامه شعرانى : اسكندر تا آخر تركمنستان و زمين مشرق رفت و مورّخان فرنگى و يونانى هم آن را نوشتند و در آن نواحى بناها كرد . و اگر گوييم يأجوج و مأجوج از نژاد مغول و نزديك بلاد آنان بودند ، اسكندر سدّ را بدان جاها ساخته و محقّقين گويند : آنان در نواحى شمال از آن سوى قفقاز و آسياى صغير بودند و فرنگيان آنها را سيت مىگويند ، پس سدّ هم در همان نواحى بنا شده است و در باب الابواب قفقاز سدّى بوده است ، بدين وصف كه خداوند بيان فرموده . و مورّخين آن را نسبت به انوشيروان مىدهند و انوشيروان در اين عمل اقتدا به اسكندر كرده است و سدّ اسكندر شايد در نواحى شمال يونان يا در اطراف تركستان بود و امّا
هامش
( 1 ) . اسراء ( 17 ) آيهء 5 .
( 2 ) . روح الجنان ، ج 7 ، ص 379 .
( 3 ) . كهف ( 18 ) آيهء 95 .