تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى) — صفحة 818

مساهمون:

ص٨١٨
صد فرسخ فاصله ميان دو كوه مبالغه است . و در روايتى آمده كه عرض وادى ميان دو كوه صد و پنجاه بود . در روايت ديگر صريح گويد : اين قوم بنى اسرائيل بودند از امّت موسى عليه السّلام . و گفتيم كه اسكندر به بيت المقدس رفت ، آنان را آزاد ساخت و از متابعت قوانين دولتى يونان مستثنى فرمود و ساير سخنان مبالغه‌آميز كه عادت ناقلان است و وقايع درست را به صورت افسانه درمىآورد ، مطابق قرآن نيست . مرحوم ملا احمد نراقى در كتاب سيف الامه « 1 » از كتاب تاريخ معتبر يهوديان كه مؤلف آن يوسف بن گوريون است و اروپاييان بدان اعتماد دارند ، عبارات عبرانى وى را دربارهء اسكندر آورده و ترجمه كرده است . گويد : اسكندر ميانه‌بالا ، قامتش سه ذراع بود ، پادشاه قوى بود . مرد با خدا بود و در پيشانى او دو شاخ بود مثل دو شاخ گاو . . . و چون پدرش پوليپوس وفات كرد ، اهل مقدونيا را جمع كرد و گفت : بشنويد از من اى بزرگان مقدونى ! اى اهل روم ! نگاه كنيد و ببينيد در من و پشت من . بشنويد در جبروت انسان به غير از حقّ - سبحانه و تعالى - به تنهايى كيست فرج‌دهندهء شما . و هم از كتاب گمارا كه از كتب معتبرهء يهود است ، نقل كرده كه پس از جمع كردن علماى بنى اسرائيل ، آن‌چه از ايشان سؤال كرد و آنها از تورات جواب آوردند ، تحسين كرد ايشان را و خلعت‌هاى ارغوانى به ايشان پوشانيد و طوق‌هاى طلا زينت گردن‌هاى ايشان كرد و او صاحب حكمت و فلسفه و شاگرد ارسطا طاليس بود . « 2 » مؤلف : قتاده روايت كرد از ابو رافع از ابو هريره كه رسول صلّى اللّه عليه و آله گفت : يأجوج و مأجوج بيايند و اين سدّ مىشكافند تا نزديك آن باشد كه شعاع آفتاب بينند ، چون شب درآيد ، گويند : بازگرديم كه فردا تمام بشكافيم و در شهرها رويم . علّامه شعرانى : قول قتاده و روايت ابو هريره معتبر نيست . امّا دليل آن است كه
هامش
( 1 ) . سيف الامّه ، ص 276 . ( 2 ) . روح الجنان ، ج 7 ، ص 381 .