چيز را در معرض فساد قرار داده است . چون بنا را در نهايت استحكام ساخت ، مانند ديگران نگفت : اين بنا هرگز گزند نبيند . « 1 »
مؤلف : ابو رافع از ابو هريره روايت كند كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود كه هرروز از اوّل صباح ، يأجوج و مأجوج بيايند و سدّ اسكندر را بشكافند تا چندانكه روشنايى آفتاب ببينند ، چون شب درآيد ، گويند : فردا بياييم و اين بنا را بشكافيم و به آنطرف رويم ، روز ديگر آن سدّ چنان مىشود كه اوّل بود .
مرحوم شعرانى : اين روايت ابو هريره ضعيف است . و از اينكه تاريخ اسكندر با اين افسانهها آميخته باشد ، عجب نبايد داشت ؛ زيرا كه همهء بزرگان چنين بودند ، دربارهء شيخ بهائى و ابو على سينا و ابو ريحان ، امثال اين بسيار گفتهاند . و بايد دانست كه اسكندر گرچه پيغمبر نبود ، امّا پس از انبيا هيچكس به اندازهء او براى تمدّن بشر سودمند نيامد ؛ زيرا كه علوم يونان از طبّ و رياضى و خواصّ ادويّه و حكمت ، ساير مظاهر تمدّن را در جهان پراكنده ساخت و هزار سال پس از وى زبان علمى رايج در جهان زبان يونانى بود ، مانند زبان عربى بعد از پيغمبر ما صلّى اللّه عليه و آله و نيز جبروت پادشاهان خودكام مشرق را در هم شكست و حكومتهاى كوچك با قدرت محدود به رسم يونانيان در مشرق بنهاد و خود اسكندر در علم بسيار قوى بود ، چنانكه تا 16 سالگى همهء علوم زمان خود را فراگرفت ، حتّى در طبّ استاد شد و همهء كتب ارسطو را نزد او خواند و خدا را مىشناخت و به تجرّد روح و عالم آخرت معتقد بود ، و از اين جهت ، خداوند ميان همهء پادشاهان ، نام وى را به تكريم برد و قصّهء او را در قرآن آورد . « 2 »
وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ
. « 3 »
مؤلف : و بفرماييم تا در صور دمند .
علّامه شعرانى : اين آيه مطلب تازه است راجع به قيامت ، تتمّهء قصّهء ذو القرنين
هامش
( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 5 ، ص 384 .
( 2 ) . همان ، ص 386 .
( 3 ) . كهف ( 18 ) آيهء 99 .