شمرده و نصارى بر وفق مكاشفات يوحنّا ، باب بيت معتقدند [ كه ] يأجوج و مأجوج در آخر الزمان براى محاربه با نيكان و پاكان گردآيند و شمارهء آنان به اندازهء ريگ درياها باشد و شهر محبوب خدا را در محاصره اندازند ، آنگاه آتشى فرود آيد و آنها را بسوزاند . « 1 »
مؤلف : اعمش روايت كند از شقيق بن عبد اللّه كه او گفت : من از رسول صلّى اللّه عليه و آله پرسيدم حديث يأجوج و مأجوج ، گفت : يأجوج امّتىاند و مأجوج امّتى ، هرامّتى از ايشان چهار صد هزار است ، هيچكس از ايشان بنميرد تا از صلب خود هزار فرزند نرينه نبيند كه سلاح بردارند و كارزار كنند .
علّامه شعرانى : نام مأجوج در تورات و انجيل نيز آمده است و آنها - چنانكه تورات گويد - از فرزندان يافث ابن نوحند و از كتاب حزقيل ( باب 38 و 39 ) معلوم مىگردد كه فساد و فتنه بسيار مىكردند و حضرت حزقيل بر آنها نبوّت كرده . و در مكاشفات يوحنا خبر مىدهد در آخر الزمان بار ديگر بر زمين مستولى شوند و فساد كنند .
و مورّخان نصارى گويند : اين طائفهء سيتها هستند كه در نواحى شمال آن سوى آسياى صغير و يونان مىزيستند . و بعضى گويند : سقلابيان هم از آنانند كه امروز اسلاو مىگويند و در قرن هفتم پيش از ميلاد بر جنوب تاختند و آشور وليدى را گرفتند و فساد بسيار كردند و تا مصر رفتند و كسى نتوانست آنها را از پيشروى بازدارد و قومى وحشى بودند ، از گوشت و شير اسب تغذيه مىكردند و خداى جنگ را در صورت حربه مىپرستيدند و اگر يكى از رؤساى آنها مىمرد ، زن و بستگان او را با او مىكشتند و دفن مىكردند . و بعضى گويند : ناحيهء ميان بحر خزر و بحر سياه مسكن اين قوم بود . و بعضى مانند امام رازى « 2 » معتقدند كه يأجوج و مأجوج از نژاد زرد بودند از جنس مغولان .
بارى ، اصل وجود آنان در تاريخ معلوم است ، هرچند ندانيم با كداميك از طوائف
هامش
( 1 ) . همان ، ج 6 ، ص 119 .
( 2 ) . انوار التنزيل ، ج 21 ، ص 170 .