تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى) — صفحة 806

مساهمون:

ص٨٠٦
ما أمره اللّه تعالى من إصلاح أمر الناس من حفظ مال أو نفس أو دين كما يعتقده أكثر الناس . « 1 »
وَ يَسْئَلُونَكَ عَنْ ذِي الْقَرْنَيْنِ
. « 2 » مؤلف : مىپرسند تو را مشركان به امتحان يهود از قصّهء ذو القرنين ؛ يعنى اسكندر رومى كه بانى اسكندريه بود . علّامه شعرانى : خداوند پيش از سؤال ، جواب آنان را فرستاد تا چون پرسند ، پاسخ آماده باشد . عموم علما گويند : ذو القرنين ، اسكندر بن فيلفوس ( فيليپ ) پادشاه يونان بود . و گروهى مىگويند : او از پادشاهان يمن بود ؛ چون نام آنان پيوسته به كلمهء ذو آغاز مىشد مانند ذو الكلاء و ذو يزن و ذو نواس و از اين جهت آنها را اذواء گويند . امّا اين سخن صحيح نيست ؛ زيرا كه ذو القرنين را يهود مىشناختند و به تعليم آنها عرب مكّه از پيغمبر سؤال كردند ، امّا پادشاهى در يمن كه بر جهان مستولى گردد ، يهود و اهل كتاب نمىشناسند . « 3 » مؤلف : حق‌ّتعالى گفت : مىپرسند تو را از ذو القرنين . علّامه شعرانى : ذو القرنين لقب اسكندر مقدونى است و مشهور نزد مفسّرين همين است . و امام رازى گويد : كسى كه به شرق و غرب و شمال عالم رفته و همه را تسخير كرده باشد ، اگر غير اسكندر بود ، او هم مانند اسكندر معروف مىشد و همه مىشناختند ، با آن‌كه كسى جز وى بدين عمل معروف نيست . و ابو ريحان بيرونى « 4 » نقل كرده است كه ذو القرنين ، ابو كرب حميرى بود و ليكن جهانگيرى وى افسانه‌اى است بىاصل و ثمر . و گويند : عمر بن خطّاب معتقد بود
هامش
( 1 ) . مجمع البيان ، ج 6 ، ص 488 . ( 2 ) . كهف ( 18 ) آيهء 83 . ( 3 ) . منهج الصادقين ، ج 5 ، ص 375 . ( 4 ) . الآثار الباقيه ، ص 65 .