سَأُنَبِّئُكَ بِتَأْوِيلِ ما لَمْ تَسْتَطِعْ عَلَيْهِ صَبْراً
. « 1 »
مؤلف : زود باشد كه آگاه سازم تو را اى موسى ! به تفسير آنچه نتوانستى بر آن شكيبايى نمودن و از حيثيّت ظاهر بر آن انكار كردى و از باطن امر بىخبر بودى .
علّامه شعرانى : موسى عليه السّلام بزرگترين معلّم شريعت و بانى فقه است و اساس شرع بر حفظ مال و جان و احترام عمل است و خضر در هرسه باب خلاف اساس شريعت كرد . اولا ، مال جمعى مساكين را - نه اغنيا - بدون مصلحتى ظاهر ، بلكه به احتمال غرق گروهى بىگناه معيوب ساخت . ثانيا ، طفلى بىگناه را كشت . ثالثا ، عمل زشت اهالى قريه را پاداش نيك داد و براى عمل خود با استحقاق اجرت نخواست . پس حرمت مال و جان و عمل را مراعات نكرد براى تنبيه براى آنكه علم ديگرى است جز علم رسوم . و نيز گاه باشد كه هنگام ضرر و تقيّه و حرج ، مصالح اهمّ بسيارى از احكام ظاهرى شرع را ترك بايد كرد ، نه مانند خوارج كه براى احترام قرآن دست از يارى على عليه السّلام برداشتند در جنگ صفيّن و در لشگر او تفرقه انداختند ، مثل عبد اللّه بن عمرو بن عاصّ [ كه ] از جنگ با لشگر امير المؤمنين اجتناب مىكرد ، پدرش گفت : آيهء قرآن اطاعت مرا بر تو واجب كرده است و من تو را امر مىكنم به مخاصمت على عليه السّلام .
او براى اطاعت امر پدر با على عليه السّلام جنگ كرد . « 2 »
ذلِكَ تَأْوِيلُ ما لَمْ تَسْطِعْ عَلَيْهِ صَبْراً
. « 3 »
علّامه شعرانى : اين حكايت از موسى عليه السّلام خاصّ قرآن است و در تورات و ساير كتب يهود و نصارى نيست و موسى عليه السّلام صاحب شريعت و فقه بود و خداوند او را بدين واقعه از مرتبهء فقه و شريعت آگاه ساخت تا تنبيهى باشد براى اتباع وى كه به فقه ننازند و خضر را در علم برتر از وى نهاد ، چنانكه در صدر قصّه گذشت . و چنانكه معلوم
هامش
( 1 ) . كهف ( 18 ) آيهء 78 .
( 2 ) . منهج الصادقين ، ج 5 ، ص 372 .
( 3 ) . كهف ( 18 ) آيهء 82 .