چون علّت طبيعى هرچه معلوم باشد ، آن را مستغنى از واجب شمارند و خداوند را براى كار مخالف طبيعت خواهند و چنان پندارند [ كه ] هرچه علّت طبيعى دارد ، از خدا بىنياز است و طبيعت و خدا دو ضدّند - نعوذ باللّه - يكى مبائن ديگر . و حقّ آن است كه طبيعت مسخّر امر پروردگار است و به افعال طبيعى هم مىتوان استدلال بر قدرت او كرد ، مانند آمدن شب و روز و طلوع و غروب ماه و خورشيد و ستارگان و راندن ابر به سبب باد و اگر راندن كشتى در دريا هم علّت طبيعى دارد ، باز دليل قدرت اوست كه آب و باد را بدين صفت آفريده است . « 1 »
وَ إِنْ كادُوا لَيَفْتِنُونَكَ عَنِ الَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ
. « 2 »
مؤلف : مفسّران خلاف كردند در سبب نزول اين آيت ، سعيد جبير گفت : رسول صلّى اللّه عليه و آله استلام حجر اسود مىكرد در طواف خانه ، مشركان او را منع كردند و گفتند : رها نكنيم تو را كه استلام حجر كنى الّا آنكه اين اصنام ما را استلام كنى . بر دل او بگذشت كه اگر من چنين كنم و دلم به ايمان مطمئن ، همانا كه باكى نباشد .
علّامه شعرانى : اين تفسير قول ديگرى است نه مرضى صاحب كتاب و بعيد مىنمايد پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله را چنين خاطرى در ذهن گذشته باشد ؛ چون خداوند او را معصوم آفريد از فكر خطا و باطل و اگر معصوم نبود از طرف خداوند ، اين سخن صحيح بود . « 3 »
وَ لَوْ لا أَنْ ثَبَّتْناكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئاً قَلِيلًا
. « 4 »
مؤلف : نزديك بود كه ساكن شدى با ايشان اندك از آن اقوال كه گفتيم .
هامش
( 1 ) . روح الجنان ، ج 7 ، ص 253 .
( 2 ) . اسراء ( 17 ) آيهء 73 .
( 3 ) . روح الجنان ، ج 7 ، ص 263 .
( 4 ) . اسراء ( 17 ) آيهء 74 .