تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى) — صفحة 554

مساهمون:

ص٥٥٤
علماى ايشان هم اين قول را باطل كرده‌اند . « 1 » مؤلف : و براى آن ايشان را عماليق خواندند كه پدر ايشان عمليق ابن لاود بن سام بن نوح بود و سيّد ايشان و مهتر ايشان در آن وقت مردى بود نام او معاوية بن بكر و مادر او كليدة بنت الحدرى بود از فرزندان عاد . علّامه شعرانى : اين حكايات را مؤلف از عرايس ثعلبى اقتباس كرده است و از امام معصوم يا پيغمبر منقول نيست و غالبا قرينه بر صحّت آنها يافت نمىشود و اسامى مردم در اين حكايات نيز خالى از تصحيف كاتبان نيست . و نام اين زن در عرايس ، ناهده دختر جبيرى است . « 2 » مؤلف : و مرد دگر نام او رياب بن صمعير و او از آن جملهء اشراف ثمود بود و جندع را پسر عمّى بود ، او را شهاب خليفة بن محلات بن لبيد گفتندى . او نيز خواست تا ايمان آرد و اسلام ظاهر كند ، ايشان نهى كردند او را . مردى از جملهء ثمود در اين باب گفت :
و كانت عصبة من آل عمرو * إلى دين النّبيّ دعوا شهابا
عزيز ثمود كلّهم جميعا * فهمّ بأن يجيب و لو أجابا
لأصبح صالح فينا عزيزا * و ما عدلوا بصاحبهم ذؤابا
و لكنّ الغواة من آل حجر * تولّوا بعد رشدهم ريابا
علّامه شعرانى : چنان‌كه حكايت قوم عاد را مؤلف از ثعلبى نقل كرده است نه از پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و خاندان عصمت و حجّتى در سخن ثعلبى نيست ، همچنين حكايت ثمود را . و نسبت اين اشعار به زمانى سابق بر عصر ابراهيم و موسى عليهما السّلام بعيد مىنمايد ، چون زبان عربى در آن عهد با اين زبان فرق بسيار داشت و ترجمهء اشعار اين است . جماعتى از خاندان عمرو ، شهاب را بدين پيغمبر صالح خواندند و اين شهاب بزرگ ثمود بود و خواست اجابت كند . و اگر اجابت كرده بود صالح در پيش ما عزيز
هامش
( 1 ) . روح الجنان ، ج 5 ، ص 197 . ( 2 ) . همان ، ص 199 .
پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى) — صفحة 554 | غياثى كرمانى / أبو الحسن الشعراني