ويران بود تا مسلمانان شام را بگشودند و مسجد را ساختند و مرّهء دوم كه در قرآن فرموده است ، اشاره به اين است . « 1 »
[ باز مرحوم شعرانى مىفرمايد ] : حكايت خوابهاى بخت نصّر و تعبير دانيال و طرد شدن بخت نصّر از حكومت بابل و بازگشتن وى به سلطنت در كتاب مقدس يهود ذكر شده است با اندك اختلاف و البتّه راويان ما نيز از كعب الاحبار و وهب بن منبّه و امثال ايشان از علماى يهود نقل كرده ، امّا به مقتضاى كتاب دانيال ، بخت نصّر ديوانه شد و مانند سباع از مردم گريزان گشت و در بيابانها با وحوش بزيست نه آنكه تنش به صورت آنها مسخ شد . و نيز بر حسب كتاب ايشان ، سه تن از بزرگان يهود را براى مخالفت امر پادشاه در تنور آتش افكندند و مانند حضرت ابراهيم بر آنها برد و سلام شد . و در كتاب اظهار الحق خواب اوّل بخت نصّر را به دولت كلدانيين و سلطنت ماد و دولت هخامنشى و غلبهء اسكندر و دولت روم و فارس تأويل مىكند و آن سنگ آسمانى كه مجسّمه را شكست دولت اسلام بود و به مقتضاى كتاب دانيال بخت نصّر به خداى حقيقى ايمان آورد . « 2 »
مؤلف : محمّد بن اسحاق گفت : سبب هلاك او آن بود كه چون ملك زمين او را مسخّر شد ، خواست تا تعرّض ملك آسمان كند و آن قصّه در سورة البقره بگفتيم در حديث نمرود و مثل آن روايت كرد در بخت نصّر و گفت : هلاك او به پشه بود كه در دماغ او شد و دماغ او مىخورد و همه راحت او در آن بود كه چيزى بر سر او مىزدند تا آسايش يافتى . گفتى : چون من بميرم ، مغز من بشكافيد تا خود چيست در او .
علّامه شعرانى : اجازهء كالبدشكافى داد . « 3 »
مؤلف : و گفتند : از عهد ارميا و تخريب بخت النصّر بيت المقدس را تا به قتل يحيى زكريّا چهارصد سال و شصت و يك سال بود . براى آنكه گفتند : از عهد خراب
هامش
( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 5 ، ص 263 .
( 2 ) . همان .
( 3 ) . روح الجنان ، ج 7 ، ص 205 .