لازم نبود و اصل موضع عبرت در قرآن مذكور و در اخبار متواتر است و بخت نصّر را همهء مردم مىشناسند و تسلّط او بر يهود و خرابى بيت المقدس و اسارت يهود متواتر است . اصل و منشأ و سبب ملك و گزارش او به تفصيل و جزئيّات اخبار او لازم نيست . « 1 »
مؤلف : در مدّت آنكه بخت نصّر به شام بود ، صيحون ملك پارس فرمان يافت .
لشكر خواستند تا خليفه اختيار كنند تا به جاى او بنشيند . گفتند : توقّف بايد كردن تا اين قوم از شام بازآيند كه ايشان وجوه لشكرند و خيار قومند .
علّامه شعرانى : بخت نصّر پادشاه بابل معروفترين پادشاهان قديم و در ظلم و خونريزى مثل است و هم در آبادى كشور همّتى عجيب داشت . بعضى مورّخان باغهاى معلّق بابل را كه ارم ذات العماد است نسبت به او مىدهند و سدها و كانالها و نهرهاى بسيار از شطّ فرات و دجله براى مزارع كشيد و گويند : نه عشر كتابخانههاى بابل كه بر آجر به خط ميخى منقوش است به نام اوست . و تاريخ سلطنت او چنان در نظر مردم قديم مشهور بود كه بسيارى از يونانيان پس از وى ، بلكه پس از اسكندر هم مبدأ تاريخ را از سلطنت بخت نصّر مىگرفتند . چنانكه نصارى از ميلاد مسيح عليه السّلام و بخت نصّر ، فرزند نبوپالاسار ، پادشاه بابل بود و از جانب پدر به جنگ مصريان رفت و فرعون نكو را مغلوب ساخت و پس از پدر به پادشاهى نشست و 42 سال پادشاهى كرد و در اين مدّت چندبار با بنى اسرائيل مصاف داد تا آخر الامر صدقياه سلطان اسرائيليان را اسير كرد ، امّا ارمياى پيغمبر را كه در زندان وى بود ، آزاد ساخت و با احترام به بال برد . و ساير اخبار وى را در تواريخ بايد خواند كه امروز به دست آوردن تفاصيل آن آسان است و در اين ابواب كتابها بسيار نوشتهاند . بالجمله ، بخت نصّر نزد دينداران از منفورترين و ظالمترين ملوك و نزد اهل دنيا براى نظم و آبادى معظّم و مكرّم است . « 2 »
هامش
( 1 ) . روح الجنان ، ج 7 ، ص 198 .
( 2 ) . همان ، ص 200 .