مورّخان نصارى يكى از اشكانيان موسوم به ملاش را از دشمنان يهود نام بردهاند . و در كتب نصارى آمده است كه در عهد پارتها يكى از جماعت يونانىمآب يهود موسوم به ژازون از طرف پادشاه سلوكيّه رياست هيكل را به دست آورد ، امّا دينداران يهود از يونانى مآبها سخت متنفّر بودند و آنها را از ملّت خود نمىشمردند و آلت سياست يونانى و مروّج آداب و اخلاق كفّار و بتپرستان مىدانستند و البتّه مردى يونانىمآب را با اين صفت به رياست روحانى قبول نمىكردند و ژازون هم فتوا داد مردم در نمايشخانهها برهنه شوند ، مانند يونانيان و از قيود شرم و حياى شريعت موسى بيرون آيند تا يونانيان آنها را با خود متساوى الحقوق دانند و نزد آنها سرشكسته نباشند . و از اين قبيل اعمال مخالف شريعت براى رضاى خاطر سلوكيان مىكرد و در جوار مسجد بيت المقدس تماشاخانه تأسيس نمود و چنان در يونانىمآبى غلوّ داشت كه ساير متّفقين وى در مرام هم از وى بيزار شدند و به عللى ناچار شد فرار كند - إلى آخره - . و نام ژازون در كتب لغت و دائرة المعارف نصارى مذكور است و بايد دانست در آن عهد دين حقّ شريعت موسى عليه السّلام بود و يگانه قوم موحّد يهود بودند ، وقتى جانشينان اسكندر آنجا را ضميمهء يونان كردند ، و يونانيان عالم و متمدّن بودند يهوديان به دين خود چسبيده ، آداب و اخلاق و قوانين ملكى يونان را نمىپذيرفتند و مانند مسلمانان صدر اوّل مىخواستند به طبّ و رياضى و علوم اكتفا كنند و بطالسه به خلاف خود اسكندر مىخواستند قانون و اخلاق و عادات خود را به جاى اخلاق و قوانين شرعى ميان يهود رواج دهند تا آنها مطيع محض باشند و گروهى از قوم يهود متملّق طرفدار آنها بودند و يونانىمآب شمرده مىشدند .
از جنگ شاپور ذالأكتاف و تسلّط وى بر بيت المقدس نيز خبرى نشنيدهام ، هرچند به يهوديان بابل سخت مىگرفت ، امّا خسرو پرويز بر آنجا تاخت و تسخير كرد و در آن زمان يهوديان معبد و دولتى نداشتند و سلاطين روم بعض معابد به خاطر مسيح عليه السّلام تعمير كرده به زيارت آن مىرفتند .
حاصل كلام در تفسير آيهء شريفه آن است كه يكبار مسجد را داود و سليمان عليهما السّلام
پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى) — صفحة 752
مساهمون: غياثى كرمانى
ص٧٥٢