علّامه شعرانى : از اين كلام نيز معراج جسمانى معلوم مىگردد . و بايد الفاظ قرآن و حديث را حمل بر ظاهر كرد تا خلاف آن معلوم گردد . و پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله البتّه خود مىدانست به روح عروج كرده است يا به جسم و اگر با كفّار مىفرمود : من به روح عروج كردم ، تعجّب آنها زائل مىشد پس معلوم مىگردد به روح تنها نبود . و عجب است محمد بن اسحاق صاحب سيره كه همهء مورّخان نقل غزوات و تاريخ حيات رسول صلّى اللّه عليه و آله از او گرفتهاند ، پس از نقل دو قول گويد : خدا داند اين معراج به چهگونه بود ، در بيدارى و يا خواب ، با آنكه او خدمت حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام مىرسيد و بر آن حضرت اعتماد داشت ، چرا نپرسيد تا شبههاش زائل گردد . « 1 »
بَعَثْنا عَلَيْكُمْ عِباداً لَنا
. « 2 »
مؤلف :
فَإِذا جاءَ وَعْدُ أُولاهُما بَعَثْنا عَلَيْكُمْ عِباداً لَنا
و قراءة عليّ عليه السّلام عبيدا لنا .
علّامه شعرانى : و كذلك في قراءة الحسن و ذكرنا سابقا أنّه قلّما يروي عن أهل البيت عليهم السّلام قراءة ، إلّا و يروي عن غيرهم مثلها و هكذا هنا يوافق القراءة المرويّة عن أمير المؤمنين و الصادقين عليهم السّلام و يحمل على أحد وجهين الأوّل إنّه يجوز كلّ واحد من القراءتين عندهم جميعا و الثاني عدم صحّة إحدى الروايتين . « 3 »
مؤلف : و بخت نصّر و لشكرش گبر بودند .
علّامه شعرانى : گبر به اصطلاح زمان ما زردشتيانند و بخت نصّر زردشتى نبود . و بايد دانست بعضى افسانههاى بىاصل و سخنان مبالغهآميز را كه مفسّران ما از يهود و ديگران گرفته در ضمن تفسير آوردهاند ، نبايد با اصل مفادّ قرآن آميخت . آنچه از قرآن استفاده مىشود ، آن است كه معبد بيت المقدس دو بار آباد شد و دو بار ويران و اين در تاريخ يهود مشهور است . آبادى اوّل از آغاز دولت آنان بود تا زمان بخت نصّر
هامش
( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 5 ، ص 252 .
( 2 ) . اسراء ( 17 ) آيهء 5 .
( 3 ) . مجمع البيان ، ج 6 ، ص 397 .