تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى) — صفحة 740

مساهمون:

ص٧٤٠
به آسمان رفته است . « 1 » مؤلف : . . . در بهشت آن ديدم كه « لا عين رأت و لا أذن سمعت و لا خطر على قلب بشر » ؛ كه هيچ چشم چنان ديده نيست و هيچ گوش چنان شنيده نيست و بر خاطر هيچ بشر چنان گذشته نيست ، از همه پرداخته و تمام كرده و معدّ نهاده ، گوش صاحبش مىدارند تا به او سپارند . علّامه شعرانى : يعنى منتظر صاحبانشان هستند . در سير اوّل كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله از زمين به آسمان مىرفت ، بهشت را نزديك آدم ديد مجمل و چون از سفر من الحقّ إلى الحقّ بازگشت به وجه ديگر تفصيلى مشاهده فرمود . چنان‌كه گفتيم ، سفر في الخلق پس از بازگشت سفر بالحقّ است و مشاهدهء خلق پس از بازگشت غير آن است كه پيش از سفر إلى الحقّ مشاهده مىشد ، مانند طبيبى كه پيش از خواندن طبّ ، گياهى را بشناسد ، با آن‌كه پس از كمال علم و مهارت در آن نظر كند ، امّا ذات پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله از تشبيه به طبيب ناقص منزّه است . « 2 » مؤلف : نسخ چيزى قبل فعله روا نباشد و قبل دخول وقته روا نباشد كه بدا بود و بدا بر آن‌كس روا بود كه عالم بود به علم محدث ، و قديم تعالى از اين منزه است . علّامه شعرانى : بدا آن است كه خداوند چيزى مقدّر فرمايد يا بدان حكم كند ، پس از آن تغيير دهد . و در مذهب شيعه بدا باطل است ، گرچه ديگران به ما نسبت مىدهند . امّا شبهه از گفتار بعض اهل حديث برخاسته ، چنان‌كه نسبت تحريف قرآن به ما مىدهند و ما از آن تبرّى مىجوييم . و تفصيل اين معنى را در حاشيهء وافى و شرح اصول كافى نوشته‌ايم و به طبع رسيده ، هركس خواهد بدان رجوع نمايد . « 3 » مؤلف : گفتند : ما او را به اخبار آسمان و وحى خداى تعالى باور مىداريم ، به رفتن بيت المقدس به يك شب چرا باور نداريم .
هامش
( 1 ) . همان ، ص 182 . ( 2 ) . همان ، ص 183 . ( 3 ) . همان ، ص 185 .