در هردهنى هزار هزار زبان ، به هزار هزار لغت تسبيح خدا مىكرد . . . .
مرحوم شعرانى : اين حديث و امثال آن موجب شبههء آنها است كه گويند معراج در رؤيا بود يا معراج روحى ؛ زيرا كه شمارش اين عدد و وجود آن در عالم اجسام بىاحاطهء كلّى روحى به عوالم ملكوت ممكن نيست . و جواب آن اين است كه هيچ كس منكر معراج روحانى و احاطهء روح آن حضرت به عالم ملكوت نيست الّا اينكه انحصار در روحانى خلاف ظاهر اخبار است . « 1 »
مؤلف : [ روايتى نقل مىكند كه ] حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله پس از مراجعت از معراج خواستند تعريف قضاياى معراج كنند . حضرت على عليه السّلام بر حضرت در تعريف قضايا سبقت گرفتند و معلوم شد كه خداوند على عليه السّلام را واقف گردانيده است .
مرحوم شعرانى : از اين روايت نيز معراج جسمانى معلوم مىگردد ؛ زيرا كه اگر روحانى محض بود ، على عليه السّلام نيز بدان نائل گرديد ؛ مگر حمل بر مراتب كشف شود ، چنانكه بر پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله مكشوف شد و بر على عليه السّلام از دور ، امّا چنانكه گفتيم ، حمل بر خلاف ظاهر جايز نيست . « 2 »
باز مؤلف : [ در ذيل همين آيه مىگويد : ] و به جهت فرط جهالت و غوايت قريش بود كه حقّتعالى اوّل فرمود كه من محمّد صلّى اللّه عليه و آله به مسجد اقصى بردم و نگفت كه به آسمان بردم ؛ چه اگر در اوّل بار چنين تعجّب ايشان بيشتر بودى و در تكذيب مبالغه بيشتر كردندى . پس اوّل گفت در اين سوره كه او را به مسجد اقصى بردم و چون به امارات و علامات مذكوره تجويز آن كردند ، حديث معراج و بردن او را به آسمان و به عرش نزديك گردانيدن او را در سورهء النجم بيان فرمود في قوله :
فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى
. « 3 »
هامش
( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 5 ، ص 245 .
( 2 ) . همان ، ص 254 .
( 3 ) . نجم ( 53 ) آيهء 9 .