علّامه شعرانى : از اين انكار و تعجّب كفّار و اقرار مؤمنان معلوم مىگردد كه معراج به خواب ديدن نبود ؛ زيرا كه رسول صلّى اللّه عليه و آله مىدانست كه در حقيقت به عالم بالا سير كرده يا در خواب ديده است و بر خود آن حضرت مشتبه نبود . و اگر در مقابل انكار كفّار مىفرمود : خواب ديدم به مسجد اقصى رفتم ، كسى تعجّب نمىنمود و انكار نمىكرد .
آنها سفر جسمانى فهميدند كه انكار كردند و رسول صلّى اللّه عليه و آله آنان را بر اين اعتقاد تقرير كرد .
پس بايد به همين معتقد بود ، گرچه در ضمن سير جسمانى اشياى ملكوتى را نيز در راه بيت المقدس مشاهده فرمود ، چنانكه گذشت . و ابو جهل و امثال وى منكر كشف نبوّت هم بودند ، بهطورى كه بشر بتواند به تفاصيل اماكن دور آگاه گردد ، نرفته و نزديك نشده ، امّا نه به حدّ انكار سير جسمانى . و در زمانى كه پيغمبر محراب مسجد مدينه را مقابل خانهء كعبه نصب فرمود و گفت : حجابها از پيش چشم من برداشته شد تا قبله را ديدم ، از منافقين انكارى نقل نشد . و ظاهر است كه انكار معراج راجع به رفتن به جسم بود . و اللّه العالم . « 1 »
مؤلف : در سورهء و النجم بگفت في قوله :
ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى * فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى
. « 2 »
علّامه شعرانى : در سيرهء حلبيه گويد : خلاف است كه معراج در چه تاريخ بود ، بعضى [ گويند : در ] 17 يا 27 ربيع الأول يا 27 ربيع الآخر يا 29 رمضان يا 27 رجب ، و بعضى گويند : در شوّال ، و بعضى [ گويند : ] در ذى القعده و پيش از هجرت بود به يك سال يا دو سال يا سه سال . « 3 »
مؤلف : [ روايتى نقل مىكند كه ] پيامبر دربارهء شب معراج مىفرمايد : از آنجا بگذشتم ، فرشتگان بسيار ديدم كه عدد ايشان خدا داند ، در ميان ايشان فرشتهاى ديدم كه او را هزار هزار سر بود و بر هرسر هزار هزار روى و بر هررويى هزار هزار دهن و
هامش
( 1 ) . همان .
( 2 ) . نجم ( 53 ) آيهء 9 .
( 3 ) . روح الجنان ، ص 187 .