تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى) — صفحة 739

مساهمون:

ص٧٣٩
چنان‌كه از پيش روى مىديدم او را به چشم . علّامه شعرانى : اصحاب معرفت گويند : انسان در سير إلى اللّه كه از اين عالم متوجّه عالم اعلى گردد ، آغاز سير صعودى او من الخلق إلى الحقّ آن‌گاه سير في الحقّ باشد و چون بازگردد ، آغاز نزول سير من الحقّ إلى الخلق ، پس سير في الخلق بالحق و آن‌چه از خلق بيند ، در بازگشت غير آن است كه پيش از سفر من الخلق مىديد ، چون اكنون هرچه بيند بالحقّ است و چون معراج را قياس به اسفار سالكين إلى اللّه كنيم از آغاز آن تا رسيدن به سدرة المنتهى نظير سفر اوّل است و سير در حجب و تكلّم با خداوند تا بازگشتن به سدرة المنتهى كمال سير في الحقّ و نزول از سدرة المنتهى سفر من الحقّ إلى الخلق بالحقّ ، و آن‌كه جبرئيل را هنگام بازگشت به دل و چشم از قدام و خلف ديد ، براى آن است كه مشاهدهء خلق در سفر ثالث بالحقّ است و بر حسب مرتبه كامل‌تر از آن‌كه در سفر اوّل بيند . « 1 » مؤلف : . . . آن‌گه جبرئيل مرا در بهشت بگردانيد ، هيچ‌جاى نماند در بهشت و الّا بر من عرض كرد . علّامه شعرانى : بسيار فرمود كه بهشت يا دوزخ را ديدم در عرض جدار ، يعنى ديوار مسجد و غير آن ، امّا در معراج احاطهء كلّى به جزئيّات عالم ملكوت يافت و فرق ميان كشفى كه در آن شب بر آن حضرت شد با كشف‌هاى ديگر ، احاطه و كلّيت است و چنان‌كه گاهى انسان در اين جهان به شهرى سفر مىكند و يك جزء آن را اجمالا مىبيند و گاه به بيشتر شهرها و در هريك مدّت‌ها مىماند و به تفاصيل آن واقف مىگردد . عالم ملكوت از اين جهان بسيار واسع‌تر و بزرگ‌تر است و آن احاطه كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله بر آن عوالم در شب معراج دست داد ، براى هيچ بشر اتّفاق نيفتاد و آنها كه گويند در خواب ديد او را به آسمان بردند ، مطلب را بسيار سست و كوچك گرفتند و به حقيقت آن پى نبردند ، و گرنه چه جاى ذكر سبحان است اگر مردى در خواب بيند
هامش
( 1 ) . همان ، ص 181 .