تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى) — صفحة 737

مساهمون:

ص٧٣٧
مساوى است ، مانند قول كلّى كه بر جزئيّات منطبق مىگردد ؛ مثلا منجّم گويد در وسط اقليم چهارم هفت ساعت بعد از ظهر غروب است ، هركسى اين سخن را بر ظهر و غروب خود تطبيق مىكند . همچنين خواندن آن خروس بر همهء اوقات منطبق است . « 1 » مؤلف : . . . از آن‌جا بگذشتيم ، برسيديم به مردى تمام‌خلق نيكوصورت ، در او هيچ ضعفى و نقصانى نبود ، چنان‌كه در مردمان تمام سال باشد ، بر دست راست او درى بود از آن‌جا بوى خوش مىدميد و بر دست چپ او درى بود از آن‌جا بوى كريه مىآمد ، هرگه كه با دست راست نگريدى به آن در شادمانه شدى و بخنديدى ، چون با دست چپ نگريدى دلتنگ شدى و بگريستى . گفتم : اى جبرئيل ! اين كيست ؟ گفت : اين پدر تو است آدم و اين در كه بر راست اوست در بهشت است و آن در كه در چپ او است در دوزخ است ، چون بنگرد از فرزندان او يكى را به بهشت آرند ، شادمانه شود و بخندد و چون بيند كه از فرزندان او يكى را به دوزخ برند ، دلتنگ شود و بگريد . علّامه شعرانى : سهيلى در روض الأنف « 2 » شرح سيرهء ابن هشام ديدن انبيا را بر حالات خود پيغمبر منطبق كرده است و گويد : اين مناسب علم تعبير است و هركس پيغمبرى را در خواب بيند ، ديدن او حكايت از چيزى دارد كه شبيه حال آن پيغمبر بود از شدّت و رخا . آن‌گاه گويد : حال پيغمبر در مكّه و هجرت آن حضرت به مدينه براى شكنجه و آزار كفّار شبيه به حضرت آدم ابو البشر است كه در جنّت امن‌وامان بود و او را ابليس از بهشت بيرون كرد . حضرت رسالت نيز ابتدا در آسمان اوّل آدم را ديد و در آسمان دوم عيسى و يحيى را ديد كه مبتلا به يهود بودند و حالت دوم خود پيغمبر هم در آغاز ورود مدينه ابتلاى به يهود بود . و در آسمان سوم يوسف را ديد كه به دولت و ملك رسيد و بر برادران ظفر يافت و عفو كرد ، و حالت سوم پيغمبر همچنين بود كه در مدينه كار اسلام بالاگرفت و بر اهل مكه ظفر يافت و عفو كرد . و در آسمان چهارم ادريس را ديد معلّم خط و كتابت و مروّج علم ، و حالت چهارم
هامش
( 1 ) . همان ، ص 173 . ( 2 ) . الروض الأنف ، ج 3 ، ص 451 .
پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى) — صفحة 737 | غياثى كرمانى / أبو الحسن الشعراني