تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى) — صفحة 736

مساهمون:

ص٧٣٦
بدريد و اندامش بخراشيد . گفتم : اى جبرائيل ! اين چيست ؟ گفت : اين مثل مردمانى است از امّت تو كه به راه‌ها نشينند و راه زنند ، آن‌گه اين آيه برخواند :
وَ لا تَقْعُدُوا بِكُلِّ صِراطٍ تُوعِدُونَ
. « 1 » علّامه شعرانى : پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله همهء اين چيزها را در راه بيت المقدس ديد و گروهى از همين روايات چنان دانستند كه معراج روحانى است ؛ چون در راه بيت المقدس اين‌گونه امور ظاهر نيست كه همه به چشم جسمانى ببينند و اين ديدن‌ها خاصّ چشم نبوّت بود . و جواب آن است كه ديدن اين امور به چشم روحانى منافى آن نيست كه رفتن آن حضرت به مسجد اقصى به بدن جسمانى باشد و گرنه آن‌چه در آسمان‌ها مشاهده فرمود هم به چشم روحانى بود . و اگر بالفرض كسى به وسيله ديگر در كره ماه و مرّيخ و كرات ديگر سماوى پياده شود ، بهشت و دوزخ و ملائكه را نخواهد ديد ، مگر چشم روحانى داشته باشد . « 2 » مؤلف : . . . من در آسمان دنيا مىرفتم ، خروسى را ديدم موى گردن او سبز و سر و تن او سفيد كه از آن نيكوتر سبزى و سفيدى نديده بودم ، پاىهاى او در زير هفتم زمين بود و سر او در زير عرش بود ، گردن دو تا كرده دو بال داشت كه اگر برافراشتى به مشرق و مغرب برسيدى . چون شب به آخر رسد ، او پرها باز كند و به هم باززند و خدا را تسبيح كند و گويد : سبحان اللّه الملك القدّوس الكبير المتعال لا إله إلّا اللّه الحيّ القيّوم . چون خروسان زمين آواز او بشنوند جمله به آواز آيند و خداى را تسبيح كنند و بال برهم زنند . چون او ساكن شود خروسان زمين نيز ساكن شوند . چون دگرباره او بجنبد و آواز كند به تسبيح ، خروسان زمين همچنين كنند به موافقت او و جواب او . علّامه شعرانى : اگر گويى : وقت ظهر و سحر در اصقاع زمين مختلف است ، چگونه در يك وقت كه خروس آسمانى مىخواند همه به صدا درمىآيند ، در جواب گوييم : آنكه در بالاى آسمان است محيط به زمان است و گذشته و حال و آينده نسبت با او
هامش
( 1 ) . اعراف ( 7 ) آيهء 86 . ( 2 ) . روح الجنان ، ج 7 ، ص 169 .