مقترن مىسازد .
علّامه شعرانى : رعد و برق - چنانكه امروز ثابت كردهاند - از تركيب دو نوع قوّهء الكتريكى مثبت و منفى ابرهاست و خداوند - تبارك و تعالى - نسبت تسبيح و حمد بدانها داده است ، چنانكه به همه چيز داده است :
وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ
« 1 » و
يُسَبِّحُ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ
« 2 » و مانند
وَ النَّجْمُ وَ الشَّجَرُ يَسْجُدانِ
« 3 » و تسبيح جمادات آن است كه دلالت بر قدرت او مىكنند يا تسبيحشان به صورت مثالى است ، چنانكه اوليا مىشنوند .
مؤلف : [ در همين باره از ] [ ابن عبّاس نقل مىكند كه ] جمعى از يهود به پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله عرض كردند : ما را خبر ده كه رعد چه چيز است ؟ فرمود : فرشتهاى است موكّل بر ابرها ، تازيانه در دست گرفته به آن ابر را مىراند هرجا كه خدا مىخواهد . و گفتند : اين صدا او را چيست ؟ فرمود : زجر او است تا ابر را آنجا برد كه خواهد . گفتند : راست گفتى .
علّامه شعرانى : صاحب تبصرة العلوم « 4 » كه از علماى اماميّه است ، دربارهء مضمون اين روايت گويد : مطابق عقيدهء حشويّه است ؛ يعنى اخباريان ساده ، و خبر ضعيف مخالف قرآن است :
اللَّهُ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّياحَ فَتُثِيرُ سَحاباً
« 5 » ؛ باد فرستد پس ابرها را برانگيزد .
و اگر فرشتگان ابر را راندندى ، فرشته محتاج تازيانه نبودى در راندن ابر . انتهى .
اين بنده گويد : اين خبر را بر فرض صحّت ، تأويل بايد كرد به اينكه افعال طبيعى معدّاتند و اثر از ملائكه و آيهء كريمه منافى خبر نيست . « 6 »
مؤلف : عطيّه گفت : نام فرشتهاى است و اين صوت آواز اوست و تسبيح او و برق
هامش
( 1 ) . اسراء ( 17 ) آيهء 44 .
( 2 ) . جمعه ( 62 ) آيهء 1 .
( 3 ) . الرحمن ( 55 ) آيهء 6 .
( 4 ) . تبصرة العلوم ، ص 81 ، سيد مرتضى داعى حسنى رازى .
( 5 ) . روم ( 30 ) آيهء 48 ؛ فاطر ( 35 ) آيهء 9 .
( 6 ) . منهج الصادقين ، ج 5 ، ص 99 .