تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى) — صفحة 671

مساهمون:

ص٦٧١
را مىداند و از عواقب و نتايج آنها باخبر است ، خطور كرده است ، غير عقل جزئى خود ما كه خواب مىبينيم ؛ زيرا كه از حدّ ادراك خويش اطّلاع داريم و عدم قدرت خود را بر استنباط حوادث آينده مىدانيم . سوم آن‌كه ما در عالم خواب با آن قوّهء عاقله كه از حوادث آينده باخبر است ، نوعى ارتباط پيدا مىكنيم و اين علم از ناحيت او بر ما القا مىشود . چهارم آن‌كه ذهن انسان بر حسب عادت خود براى هرچيزى لوازمى در ذهن خود آماده دارد ؛ مثلا از لوازم سال قحط ، خشكيدن نبات و لاغر شدن گاو و از لوازم فراوانى ، شادابى گندم و فربه بودن حيوانات ، و چون هفت سال قحط و هفت سال فراوانى از عالم غيب بر ذهن وى القا شد ، خاطر او به هفت خوشه و هفت گاو رفت و همان در خاطرش مجسّم شد . بالجمله ، خواب صادق دليل بر وجود عالم مجرّدات و عقول است و اين‌كه نفس انسان با آن عالم ارتباط دارد و به وجهى خود از آن عالم است . و قول طبيعيان كه پندارند عالمى غير عالم حس نيست ، باطل مىشود . بارى ، اين‌گونه خواب‌ها كه مبدأ آن از عالم غيب است ، سلسلهء منظّم و معقول است و علل آن براى اهل علم تعبير معلوم است . و آن‌كه نامنظّم و آميخته از چيزهاى غيرمربوط به يكديگر باشد ، تعبير ندارد و آن را خواب آشفته و اضغاث احلام گويند و اين‌كه فرعون ديد ، اضغاث احلام نبود . « 1 » مؤلف : و في كتاب النبوّة بالاسناد عن أحمد بن محمّد بن عيسى ، عن الحسن بن عليّ بنت إلياس ، قال : سمعت الرضا عليه السّلام يقول : و اقبل على جمع الطعام فجمع في السبع السنين المخصبة . . . و باعهم في السنة السابعة برقابهم حتّى لم يبق بمصر و ما حولها عبد و لا حرّ إلّا صار عبد يوسف فملك أحرارهم و عبيدهم و أموالهم . علّامه شعرانى : و لا يصحّ في شرعنا بيع الحرّ نفسه حتّى يصير عبدا و لا يدلّ
هامش
( 1 ) . روح الجنان ، ج 6 ، ص 399 .