تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى) — صفحة 664

مساهمون:

ص٦٦٤
بشناسد و حاضر باشد و بيابد . و به نظر مىرسد در اين سخن تحريفى راه يافته و راويان در آن تصرّفى كرده باشند . « 1 »
وَ راوَدَتْهُ الَّتِي هُوَ فِي بَيْتِها عَنْ نَفْسِهِ
. « 2 » مؤلف : و زن عزيز را نام زليخا بود . علّامه شعرانى : نام زليخا معروف است ، امّا اتّفاقى نيست ؛ بعضى گويند : نام زن راعيل بود و بعضى گويند : بكا بود . و اللّه العالم . « 3 »
وَ هَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ
. « 4 » مؤلف : امّا برهان روا بود كه لطفى باشد كه خداى تعالى به او بكرد عند آن حال كه او منصرف شد از آن‌چه خواست كردن از ضرب و دفع يا همّت آن و آن لطف كه مكلّف عند آن از قبائح امتناع كند ، آن است كه ما آن را عصمت خوانيم . علّامه شعرانى : يعنى آن‌چه عوامّ پندارند عصمت پيغمبران و ائمّه به خلقت خداوند و الجا و منع قهرى است ، درست نمىباشد ؛ زيرا غير آنان هم بر خداوند حجّت آورند كه چرا ما را معصوم نيافريدى و قهرا منع نكردى تا ما نيز معصوم باشيم . پس عصمت آنان لطف است و در لطف الجا نيست و تكليف و ثواب و عقاب با الجا منافى است بر خلاف لطف ، و اگر طفلى معصوم باشد از گناه ، براى او مقام عصمت انبيا ثابت نمىشود . « 5 » مؤلف : عبد اللّه بن احمد الطائى روايت كرد از پدرش از جدّش از زين العابدين
هامش
( 1 ) . روح الجنان ، ج 6 ، ص 353 . ( 2 ) . يوسف ( 12 ) آيهء 23 . ( 3 ) . روح الجنان ، ج 6 ، ص 361 . ( 4 ) . يوسف ( 12 ) آيهء 24 . ( 5 ) . روح الجنان ، ج 6 ، ص 369 .