تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى) — صفحة 653

مساهمون:

ص٦٥٣
روايات گردد و شايد
جاءَهُ قَوْمُهُ يُهْرَعُونَ إِلَيْهِ
« 1 » كه در ظاهر به صيغهء جمع است ، حمل بر دو تن بايد كرد به قرينهء لفظ و عقل كه دو دختر را به بيش از دو تن نمىتوان داد . و به روايت قاموس كتاب مقدس ، دو دختر لوط پيش از رسيدن خبر عذاب به دو تن از مردم شهر سدوم تزويج شده بودند . و بنا به روايت وى ، مقصود سرزنشى باشد آنان را كه من دختران خود را به شما دادم كه عقد مباح بود ، ديگر از من چه خواهيد كه مباح نيست ؟ امّا مضمون تورات غير اين است و بسيار مستهجن و قبيح كه مردم شهر از پير و جوان گرد سراى لوط فراهم شدند و آن دو فرشته را مىخواستند ، لوط دختر خود را بر آنها عرضه كرد و اين عمل از مردم با غيرت پسنديده نيست . و بدين‌جهت صاحب قاموس تورات آن را طور ديگر نقل كرده است . و اگر گويى : چگونه آن قوم خبيث ملائكه را ديدند با آن‌كه ديدن آنان مشروط به صفاى باطن است ؟ گوييم : تأثير نفوس انبيا و اعجاز آنان و صفاى خانهء نبوّت به ارادهء خداوند چنان اثر كند كه زن لوط و دو سه تن از قوم آنان را ببينند و اگر ارادهء حقّ نباشد كس نبيند ، چنان‌كه در آغاز وحى بر پيغمبر ما صلّى اللّه عليه و آله ، حضرت خديجه هم جبرئيل را نمىديد . « 2 »
قالُوا لَقَدْ عَلِمْتَ ما لَنا فِي بَناتِكَ مِنْ حَقٍّ
. « 3 » مؤلف : هذا جواب قوم لوط حين عرض عليهم بناته و دعاهم إلى النكاح المباح . علّامه شعرانى : و ربّما يسأل و يقال : كيف عرض بناته على عدد كثير من قومه بالنكاح ؟ و الجواب : إنّ المهاجمين كانوا مثل بناته في العدد أو أقلّ . « 4 »
هامش
( 1 ) . همان . ( 2 ) . روح الجنان ، ج 6 ، ص 304 . ( 3 ) . هود ( 11 ) آيهء 79 . ( 4 ) . مجمع البيان ، ج 5 ، ص 184 .