مقصود آنكه چون سارق الشىء گويند ، آن شىء كه مضاف إليه است ، دزديده شده است ، امّا « سارق الليلة أهل ألدار » ، كسى شب را ندزديد و سرقت بر شب واقع نشد .
همچنين « مكر الليل و النهار » ، كسى با شب و روز مكر نكرد ، بلكه با مردم مكر كردند در شب يا در روز و
عَذابِ يَوْمِئِذٍ
، خداوند روز را عذاب نكرد ، بلكه گناهكاران را عذاب كند ، امّا چون مضاف اليه ظرف باشد ، در ظرف اين توسعه هست با آنكه فعل بر او واقع نشده مضاف اليه قرار دهند . اين عبارات كتاب نيك واضح نبود ، به حمد اللّه واضح ساختيم . و ما التوفيق إلّا باللّه . « 1 »
فَلَمَّا رَأى أَيْدِيَهُمْ لا تَصِلُ إِلَيْهِ نَكِرَهُمْ
. « 2 »
مؤلف : چون ديد كه دست ايشان به طعام نمىرسد ، انكار برفت .
علّامه شعرانى : انكار ؛ نشناختن و بيگانه شمردن است نه در مقابل اقرار . در تورات آمده است كه فرشتگان از آن طعام خوردند و اين صحيح نيست و اگر پيغمبر ما صلّى اللّه عليه و آله از تورات اقتباس كرده بود ، همچنين مىفرمود ، امّا آنكه از اين علوم بهره دارد ، داند كه فرشتگان خدا طعام دنيا نمىخورند و هرچه ابراهيم نيك نگريد ، ديد دست آنها به خوراك نمىرسد و طعام در دست آنها نمىآيد و چيزى از آن كم نمىشود ، آن را عجيب شمرد . و براى دانشمندان خردهبين همين معجزهء بزرگ قرآن است دليل آنكه علم پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله به وحى الهى است و قرآن كلام حقّ است و شايد بسيارى از علما هم ندانند فرشته طعام نمىخورد . « 3 »
مؤلف : اگر گويند : شايد كه فرشتگان به صورت آدميان باشند با آنكه ايشان لطيفند و اينان كثيف ، گوييم : بعضى گفتهاند كه ابراهيم را چنان نمود كه ايشان بشرند ، چنانكه سراب چنان نمايد كه آب است ، با آنكه آب نباشد و اين چيزى نيست . جوابى معتمد
هامش
( 1 ) . همان ، ص 293 .
( 2 ) . هود ( 11 ) آيهء 70 .
( 3 ) . مجمع البيان ، ج 5 ، ص 170 .