سمّ خياط ، جز آن است كه در سبع و عشر نخواندند .
علّامه شعرانى : يعنى قرائت قرّاء سبعه بلكه سه تن قرّاء ديگر كه بااينان ده قارى مىشوند ، هيچيك اين قرائت نكردند و قرائت ، سنّت متّبعه است ، بايد به تواتر ثابت شود نه نقل آحاد و به اتّفاق ، قرائت غير اين ده تن متواتر است . « 1 »
لا نُكَلِّفُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها
. « 2 »
مؤلف : گفتهاند : وسع ، طاقت باشد . و گفتهاند : دون طاقت باشد .
علّامه شعرانى : اين قول صحيح است ؛ چون طاقت ، توانستن با مشقّت است و وسع ، توانستن بىمشقّت ، چنانكه دربارهء روزه فرمود :
وَ عَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ
« 3 » ؛ يعنى بر آنها كه به مشقّت روزه مىتوانند ، كفّاره است ، مانند ذو العطاش و زن مرضعه و حامل مقرب . « 4 »
مؤلف : و اصحاب وعيد را به اين تمسّك نيست ؛ براى آنكه به اتّفاق ما و ايشان ، تخصيص عموم قرآن به ادلّهء عقل و آيات قرآن روا باشد و ادلّهء عقل و آيات در جاى مخصّص اين آيت است و مانند اين .
علّامه شعرانى : اصحاب وعيد كسانى هستند كه گويند : مرتكب معاصى مخلّد در آتشند و هرگز به بهشت نروند ، و اصحاب ارجاء آنهايند كه گويند : كسى كه مؤمن باشد ، هيچ گناهى به حال او زيان ندارد . « 5 »
مؤلف : التكليف من اللّه سبحانه هو إرادة ما فيه المشقّة من الكلفة التي هي المشقة ، أي لا نلزم نفسا إلّا قدر طاقتها و ما دونها ؛ لأنّ الوسع دون الطاقة .
هامش
( 1 ) . روح الجنان ، ج 5 ، ص 157 .
( 2 ) . اعراف ( 7 ) آيهء 42 .
( 3 ) . بقره ( 2 ) آيهء 184 .
( 4 ) . روح الجنان ، ج 5 ، ص 659 .
( 5 ) . همان ، ص 158 .