بازيچهء كودكان مكتب ساخته . وى كتاب ديگر نوشت دشوار و عضد الدوله در وصف آن گفت : ابو على اينبار كتابى نوشت كه نه شاگردان مىفهمند و نه استادان و نه خود او . بارى ، بيشتر مطالب او در نحو مشكل و گاه فهم آن از فهم مطالب فلسفه هم دشوارتر است .
يعنى آنكه به جرّ خواند ، موافق قاعده است كه يوم كلمهء معرّب و مضاف اليه است و بايد مجرور شود و عامل در آن مضاف است . اين سخن خلاصهء گفتار ابو على است و عين كلام او در مجمع البيان منقول و مشتمل بر دقائقى است ، هركس خواهد ، بدان رجوع كند .
در مجمع البيان به جاى يكتسب يكتسى است . و خلاصهء مقصود وى آنكه بعضى اسما شايعهاند براى همه چيز و در بيان هرمطلبى ، و بعضى مخصوص ؛ مثلا غلام و رجل مخصوصند به مطالب خاصّه و كيف و أين و متى از اسماء شايعهاند و براى هر مطلب و يوم و حين و مثل همچنين شايعهاند . و اسماء شايعه بر دو گونهاند : بعضى مبنى هستند : مانند كيف و أين ؛ چون متضمّن معنى حرفند ، و بعضى معربند ، مانند مثل و يوم . و اين قسم دوم براى مبنى شدن شديد الاستعدادند ؛ چون شبيهند به اسماء شايعهء مبنيه و به اندك بهانه مبنى مىشوند . و امّا اسماء مخصوصه كه شايع نيستند ، مانند غلام و رجل ، استعداد مبنى شدن ندارند ، از اين جهت مثل و حين با آنكه معربند ، ممكن است به اضافه به مبنى ، مبنى شوند ، امّا غلام و رجل به اضافه به مبنى مبنى نمىشوند . و از امثلهء اولى است قوله تعالى :
فَوَ رَبِّ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ إِنَّهُ لَحَقٌّ مِثْلَ ما أَنَّكُمْ تَنْطِقُونَ
. « 1 » و « 2 »
مؤلف : و اين
وَ مِنْ خِزْيِ يَوْمِئِذٍ
از جملهء ظرف متّسع است .
علّامه شعرانى : اين جمله بيان مطلب ديگرى است غير از مبنى يا معرب بودن يوم .
هامش
( 1 ) . ذاريات ( 51 ) آيهء 23 .
( 2 ) . روح الجنان ، ج 6 ، ص 292 .