قالَ سَآوِي إِلى جَبَلٍ يَعْصِمُنِي مِنَ الْماءِ
. « 1 »
مؤلف : گفت : من به كوهى گريزم تا مرا از آب نگاه دارد ، و عصمت حفظ باشد و منع ، معصوم محفوظ از مكروه و در دين عصمت لطفى باشد كه مكلّف عند آن امتناع كند از معاصى و معصوم ممنوع باشد به لطف از قبايح نه بر وجه حيلولت .
علّامه شعرانى : يعنى عصمت آن نيست كه خداوند كسى را به قهر و جبر از قبائح بازدارد و ميان او و قبيح حائل شود ، چون اين ظلم است و خلاف مذهب ما و اگر خداوند سنّت خود را بر اين قرار داده باشد كه بعضى را به قهر از معصيت بازدارد ، جاى سؤال است كه چرا همه را بازنداشت . « 2 »
مؤلف : و گفتند : از كوهى كه از آن بلندتر نبود ، چهل گز بگشت و همهء عالم خراب شد و همهء كافران هلاك شدند .
علّامه شعرانى : علماى نصارى و مفسّران انجيل گويند : طوفان نوح عامّ نبود و همهء زمين را فرانگرفت ، بلكه همان نواحى ارمنستان و عراق و اطراف آن بود . و گويند :
مراد به همهء زمين ، همهء زمينى است كه در حوزهء دعوت نوح بود ، چنانكه در كتاب تورات آمده است ، همهء مردم جهان براى خريد گندم به مصر آمدند . امّا معترفند كه كشتى بر كوه آرارات نشست پس از فرورفتن آب و كوه آرارات بيش از پنج هزار متر از سطح دريا مرتفع است و اگر آب چنان بود كه از آن كوه بالاتر رفته ؛ بايد اكثر دنياى آنروز يا همهء آن را آب گرفته باشد ، مگر گويند كشتى بر مرتفعترين قلّهء آرارات ننشست ، بلكه بر يكى از تلال دامنهء آنكه از نواحى اطراف عراق بلندتر بود ، امّا نسبت به ممالك مجاور ، مانند آذربايجان و كردستان و شام گودتر بود ، نشست .
و علماى طبيعى و معرفة الارض گويند : در دورهء چهارم ، طوفان عامّ در اكثر نواحى كرهء زمين پديد آمد و آثار و علائم آن هنوز پيداست و آن را نسبت به آب شدن تودههاى متراكم يخ و برفهاى بسيار قديم مىدهند كه به عللى يكباره ذوب شد و
هامش
( 1 ) . هود ( 11 ) آيهء 43 .
( 2 ) . روح الجنان ، ج 6 ، ص 276 .