چهارپاى بسيار شد ، مردم را از آن رنج مىبود ، خداى تعالى او را بفرمود تا دنبال پيل بر پيچيد از او خوك پديد كرد ، يك جفت در حال بگرديدند و همهء پليدىها بخوردند و چون موش مردم را رنج مىداد ، خداى تعالى گفت : بينى شير بمال ، او بماليد ، گربه از او بيرون آمد ، آهنگ موش كرد .
علّامه شعرانى : 1 . على بن زيد بن جذعان را علماى رجال ضعيف شمردهاند . و بعضى گويند : از شيعه بود ، امّا ما او را در رجال نمىشناسيم و اسم او را در كتب رجال شيعه نديدهايم و اين روايت كه از او نقل كردهاند ، محال نيست در قدرت پروردگار ، هرچند به صحّت آن يقين نباشد .
2 . و در بحار و عرائس ثعلبى به قولى طول آن را هشتاد و عرض پنجاه و ارتفاع آن را سى ذراع گفته است .
مؤلف : و خداى تعالى سه سال پياپى رحمهاى زنان عقيم كرد تا هيچ زن بنزاد .
علّامه شعرانى : در تفسير على بن ابراهيم چهل سال آمده است و با آن روايت كه كودكى با مادرش غرق شد ، منافى است . و چون غالب آنچه مؤلف در اين قصّه آورده از ثعلبى است و در كتاب او هم چهل سال ذكر شده ، بايد سه سال تصحيف چهل سال باشد . « 1 »
قُلْنَا احْمِلْ فِيها مِنْ كُلٍّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ
. « 2 »
علّامه شعرانى : بعض حيوانات كه به تولّد خلق مىشوند و شرايط تشكيل بنيهء آنها نادر الوقوع نيست ، مانند حشرات و انواع آنها ، از هزارانهزار متجاوز است ، شايد در كشتى نوح نبودند و پس از فرونشستن آب از خاك آفريده شدند . « 3 »
هامش
( 1 ) . روح الجنان ، ج 6 ، ص 269 .
( 2 ) . هود ( 11 ) آيهء 40 .
( 3 ) . روح الجنان ، ج 6 ، ص 272 .