هامش
- امت به آن باشد . و صلاح معاد و معاش به او منوط بود ، همانا با رأى تو نگذارند تا از بر تو باشد ؟
و از كتاب تو خوانند آنچه براى تو باشد ، آنچه براى دين من باشد بصلاح دين من باشد ، اين دوازده ماه از او چهار ماه حرام كرد . از اين دوازده امام چهار را به نام برآورد ، چنانچه او را نام در حرامى يكى است .
و ذلك قوله عليه السلام : « الائمة من بعدى اثنى عشر أولهم على و رابعهم على و ثامنهم على و عاشرهم على و آخرهم مهدى »
گفت : امامان از پس من دوازدهاند . اولشان على ، و او مرتضى است . و چهارمشان على ، و آن سيد عباد و أصفياست . و هشتمشان على و آن على بن موسى الرضاست . و دهمشان على بن محمّد النقى كه او زين الاتقياست . و آخرشان مهدى كه بازپسين خلفاست . چون عدد تمام كردى ، اطلاق كن ، و بر خوان« ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ » *اين دين قويم و صراط مستقيم است . ( ابو الفتوح رازى 6 / 26 - 27 )
مرحوم آية اللّه سيد صدر الدين صدر مىنويسد :
اين مضمون در تمامى احاديثى كه جانشينان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را دوازده نفر از قريش - يا بنى هاشم - معين كرده ، تكرار شده است . اين احاديث را ابن حنبل و ديگر بزرگان علم الحديث روايت كردهاند . و اين احاديث ، مصداقى ندارد ، جز آنچه شيعهء اماميهء اثناعشريه به آن معتقد است ، يعنى دوازده امام كه از على بن ابى طالب آغاز مىشود و به حضرت محمد بن الحسن المهدى صلوات اللّه عليهم پايان مىپذيرد . خداى سبحان ما را از پيروان و دوستداران ايشان قرار دهد .
( المهدى ، ص 107 )
ابن شهر آشوب در كتاب « متشابه القرآن و مختلفه » دربارهء تشبيه عدد ائمه به عدد نقباء بنى اسرائيل گويد : -