هامش
- آشنايى آنها دور تر است . از اينرو ، روايت ابو يوسف و محمد از ابى حنيفه ، و روايت مزنى و ربيع از شافعى را مقدم بر روايت ديگران مىدانند .
پس از اين مقدمه ، مىگوييم : امت مسلمان اتفاق دارند بر عدالت كسانى كه شيعه آنها را امام مىداند و احكام خود را از آنها مىگيرد . اما عدالت ديگر راويان ، ميان فرقههاى مختلف محلّ بحث و جدل است . فضائل آشكار امير المؤمنين و امام حسن و امام حسين عليهم السلام - از نظر علم ، كثرت مصاحبت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، معصوم بودن از گناهان ، شركت با پيامبر در مباهله - جاى ترديد در تقديم آنها بر ديگران نمىگذارد . و در مورد نسل امام حسين عليه السّلام نيز مطلب از نظر تاريخى روشن است . و لذا رواياتى كه اين بزرگواران از پيامبر خاتم نقل كردهاند ، بيشتر محل اعتماد است و همهء مسلمانان بايد خبر آنان را بر خبر ديگر راويان احاديث مقدم دارند و اين تقديم ، خود - علاوه بر دلايل ديگر - دليل بر امامت آنان خواهد بود .
بنگريد به : منتخب الاثر / 54 - 55 پاورقى باب 2 از فصل 1 ، كه كلام ابن شهر آشوب را عينا نقل كرده است .
و نيز بنگريد به : كفاية الاثر / 166 چ خيام - قم ، مناقب ابن شهر آشوب 1 / 295 ، اثبات الهداه 1 / 578 ، بحار الانوار 36 / 330 و 340 .
قال فى ينابيع المودة ( ص 446 ) : قال بعض المحققين ان الاحاديث الدالة على كون الخلفاء بعده ( ص ) اثنا عشر قد اشتهرت من طرق كثيره فبشرح الزمان و تعريف الكون و المكان علم ان مراد رسول الله ( ص ) من حديثه هذا الائمة الاثنا عشر من اهل بيته و عترته اذ لا يمكن ان يعمل هذا الحديث على الخلفاء بعده من اصحابه لقلتهم عن اثنا عشر و لا يمكن ان يحمله مع الملوك الاموية لزيادتهم على الاثنى عشر و لظلمهم الفاحش ، الا عمر بن عبد العزيز . و لكونهم غير بنى هاشم . لان النبى ( ص ) قال -