هامش
- الهى تعيين و نصب امام است تا بر مبناى حق و واقعيتها حكم كند ؟
مىگوئيم : اين روش بخاطر مانعى بود كه از ناحيه مردم وجود داشت ، چنانچه مانع ظهور امام نيز از طرف مردم است . پس در اين صورت هيچگونه اعتراضى بر ائمهء اطهار وارد نيست و به هيچ وجه نبايد خيال كرد كه اين امر با لطف الهى متناقض است . دليل بر اين مدعى ، رواياتى است كه از خود آنها وارد شده و تصريح مىكند كه اگر چنانچه رياست و خلافت بطور كامل به آنها واگذار مىشد و در تصرفات ، دستشان باز مىبود ، به حكم آل داوود حكم مىكردند و احكام واقعى را براى مردم آشكار مىساختند . از جمله روايتى است كه از اصول كافى ( 2 / 247 ) از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام آمده است :
از ابو عبيدهء حذّاء ؛ كه حضرت ابو عبد اللّه صادق عليه السّلام فرمود :
اى ابو عبيده ! هرگاه قائم ما آل محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بپاخيزد ، به حكم داوود و سليمان عليهما السلام حكم مىكند و از بيّنه و شاهد نخواهد پرسيد .
در همان كتاب و صفحه ، در خبر صحيح از أبان منقول است كه گفت : از حضرت ابو عبد الله صادق عليه السّلام شنيدم كه مىفرمود :
دنيا تمام نخواهد شد تا اينكه مردى از تبار من ظهور نمايد كه به حكم آل داوود حكومت مىكند و از بيّنه و شاهد نپرسيده ؛ به هركس حقش را مىدهد .
در اصول كافى ( 2 / 248 ) به سند صحيح از عمار ساباطى آورده كه گفت :
به حضرت امام صادق عليه السّلام عرضه داشتم : اگر حكومت به دست شما رسد ، چگونه حكم خواهيد كرد ؟
فرمود : به حكم الهى و به حكم داوود ، پس هرگاه بر ما قضيهاى پيش بيايد كه حكم آن نزد ما حاضر نباشد ، روح القدس آن را به ما القاء خواهد كرد .
و نيز به سند خود از سعيد همدانى از حضرت على بن الحسين عليهما السلام -