هامش
- خداى متعال در قرآن فرمايد :« سُنَّةَ مَنْ قَدْ أَرْسَلْنا قَبْلَكَ مِنْ رُسُلِنا وَ لا تَجِدُ لِسُنَّتِنا تَحْوِيلًا( اسراء / 77 )
و نيز فرمايد :« سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ . . . »( احزاب / 62 )
و پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود :
« تمام آنچه در بنى اسرائيل وجود داشت ، در اين امت ، تكرار مىشود . »
از سوى ديگر خداى تعالى مىفرمايد :
« خداى به كسانى از شما كه ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند ، وعده داد كه آنان را در زمين خليفه گرداند ، چنان كه كسانى را كه پيش از ايشان بودند ، خليفه گردانيد » ( نور / 54 ) .
و در مورد عدد خلفاى بنى اسرائيل ، فرمود :« وَ بَعَثْنا مِنْهُمُ اثْنَيْ عَشَرَ نَقِيباً »( مائده / 12 ) .
پس بايد تعداد جانشينان خاتم الانبياء صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، به عدد آنان ، دوازده تن باشد . و شك نيست كه نقباء بنى اسرائيل ، خليفه بودند .
سپس ، روايات مربوط به عدد ائمه را و اينكه به عدد نقباى بنى اسرائيل هستند ، نقل كرده و مىافزايد :
اين اخبار ، با تواتر معنوى خود حجّيت دارند ، گرچه يكى از آنها - لفظا يا سندا - خبر واحد باشد . بعلاوه ، اهل بيت عليهم السلام بر آن اجماع كردهاند ، و اجماع آنها حجت است و عمل به روايت آنها ، از عمل به روايت ديگران سزاوارتر است .
همچنين اهل سنت ، بر عمل به اخبار آحاد اتفاق دارند . و آن را بر قياس مقدّم مىدانند . در مورد خود اخبار نيز ، نقل عادلترين راوى و نزديكترين راوى به مروىّ عنه را - به دليل آشنايى بيشتر او - مقدم مىدانند بر نقل ديگران كه عدالت آنها كمتر يا -