گفتيم : اى ذو القرنين ! يا عذاب كن ايشانرا بشمشير ، يا نيكو گردان ايشانرا بطريق تعليم شرايع .
آنكس كه به نبوت او قايل است ، بدين دليل « قلنا » است ؛ يعنى : « ما كه خذاونديم بوى وحى فرستاذيم و او را گفتيم . »
و آنكس كه نبوت ازو منع مىكند ، او را دو تاويل است :
اوّل - آنك خذاى - عز و جل - به پيغمبران زمان وحى كرد كه او را [ 107 - ر ] يعنى ذو القرنين را - بگو .
تاويل دوم - آنست كه الهام بوذ . « 1 »
و درين آيت ، دو قولست :
اول آنست كه : اگر خواهي بكش ايشانرا . و اگر خواهي ، اتخاذ كن ايشانرا .
و « اتخاذ » ، اعراض است از تعذيب ايشان بشمشير ، و آن هدايت كردن است ايشانرا به بيان ، و نصيحت كردن به زبان .
قول دوّم -
« إِمَّا أَنْ تُعَذِّبَ » ؛
يعنى : اگر بر كفر اصرار نمايند ، ايشانرا بشمشير عذاب كن .
« وَ إِمَّا أَنْ تَتَّخِذَ فِيهِمْ حُسْناً »
يا بطريق احسن با ايشان رعايت كن . و آن اكرام ايشانست بتعليم شرايع دين ، چون ايمان آرند .
و گفتهاند : « عذاب » ، قتل است . و « اتخاذ حسن » ، ايشانرا اسير گرفتن . « 2 »
قالَ ؛
يعنى : ذو القرنين گفت :
أَمَّا مَنْ ظَلَمَ :
هامش
( 1 ) - مجمع البيان همان صفحه .
( 2 ) - طبرى 16 / 9 ، تبيان 7 / 86 - 87 ، مجمع 6 / 490 .