تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف البلابل القلاقل (فارسى) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
گفته‌اند : « منه » ؛ يعنى : من قبل الله . « 1 » و گفته‌اند : من ذى القرنين « 2 » . پس خبر داذ و گفت :
إِنَّا مَكَّنَّا لَهُ فِي الْأَرْضِ :
او را در زمين مكانتى داديم ، از تصرف كردن در آن بحسب ارادت وي .
وَ آتَيْناهُ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ سَبَباً :
و بداديم [ 105 - پ ] او را از هرچيز كه او را به آن احتياج بوذ ، سببى و وسيلتى و ذريعهء كه به آن وسايط بمطلوب رسيذ . و گفته‌اند : مراد از « سببا » علم است ، « 3 » كه بطريق علم به مطلوب راه يافت . « 4 » و ميان اين دو قول منافات نيست . زجاج گويذ : « سبب » ، آنست كه بواسطهء آن به چيزى متوصل شوذ . « 5 » و گفته‌اند : « سبب » ، آلت است . « 6 » و اين قولها همه از يك منشأ است .
فَأَتْبَعَ سَبَباً :
گفته‌اند : مراد ازين ، راه است از مشرق و مغرب ؛ يعنى : تبعيت راه كرد از مشرق و مغرب . « 7 »
هامش
( 1 ) - كشف 5 / 735 . ( 2 ) - همان مصدر . ( 3 ) - طبرى 16 / 7 ، مجمع 6 / 490 . ( 4 ) - تبيان 7 / 86 ، مجمع 6 / 490 ، كشّاف 2 / 743 . ( 5 ) - تبيان و مجمع - همان صفحات . ( 6 ) - تبيان و كشاف - همان صفحات ، رازى 7 / 371 . ( 7 ) - طبرى 16 / 8 ، تبيان و مجمع - همان صفحات .
تفسير شريف البلابل القلاقل (فارسى) — صفحة 309 | محمود بن محمد حسنى واعظ / محمد حسين صفاخواه