تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف البلابل القلاقل (فارسى) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
هامش
- در وجه تسميه حضرت على عليه السّلام به امير المؤمنين ، شيخ على اكبر نهاوندى گويد : بدان‌كه يكى از القاب خاصّه حضرت ولايت مآب ، لقب امير المؤمنين است . و در وجه تلقّب آن حضرت به لقب امير المؤمنين ، چند چيز از دلائل اعتباريّه گفته شده است كه امتن و اتقن از آنها ، همان است كه قاضى سعيد قمى در اربعين خود ذكر فرموده ، چه در آنجا فرمايد و ترجمهء آن اين است كه : به تحقيق وارد شده است در خبر ، اين كه على عليه السّلام مسمّى شده است به امير المؤمنين ، به جهت اين كه آن حضرت « يمير العلم للمؤمنين » يعنى حمل نموده است مائدهء علم را از براى مؤمنين . و اصحاب ما ، در اين اشتقاق و كيفيّت آن در تجشّم افتاده‌اند و از براى آن وجوهى نقل نموده‌اند كه در كتب ايشان ثبت شده است . پس بعضى ايشان اشتقاق امير را از « ميره » اشتقاق كبير دانسته‌اند . و بعضى از ايشان گفته‌اند كه ياء بدل به همزه شده است ، چنان كه صحيح است ابدال واو به همزه . و غير از اين از وجوه ديگر كه ذكر كرده‌اند آنها را در مؤلّفات خود . و آنچه در خاطر من در وجه اين تسميه و تلقيب خطور كرده اين است كه اصل در اين لفظ مبارك امير المؤمنين ، آن است كه لفظ امير در آن صيغهء متكلم وحده است . و تغيير در آن تطرق نيافته ، مگر به جريان احكام اسميّه بر آن از اختلاف اعراب به جهت غلبهء اسميّت بر آن در هنگام تسميه ، و به جهت بودن اين لفظ به حسب ظاهر بر وزن فعيل ، و آن خالص در وزن اسم است . و به جهت اينكه در اين لفظ شيرين ، تلميح است به سوى امارت ، و اشاره است به سوى خلافت كبراى آن بزرگوار . و بيان باقى بودن اين لفظ امير بر اصل خود كه صيغهء متكلّم وحده است ، اين است كه به تحقيق به صحّت رسيده است در نزد ما ، در اخبار كه جناب قدس بارى -