تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف البلابل القلاقل (فارسى) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
هامش
- سخن نمىگفت . . . ( كشف الغمّه اربلى 1 / 340 ) همدانى صاحب كتاب الامام على بن ابى طالب عليه السّلام گويد : « از اين اخبار استفاده مىشود كه تسميه على عليه السّلام به امير المؤمنين ، به خاطر امتياز او بر مؤمنين و امير بودن بر آنهاست ، و اين كه گفته مىشود امير مشتق از مير است ، نادرستى آشكار است زيرا كه ، امير بر وزن فعيل از أمر مهموز الفاء است ، و مير اجوف يائى است ، و تناسبى از جهت اشتقاق بين آن دو نيست . ( الامام على بن ابى طالب عليه السّلام ، همدانى / 36 ) علّامه مجلسى نيز گويد : الميرة - با كسره - طعام را جلب كرد ؛ گفته مىشود : مخارج خانواده‌اش را داد يمير ميرا . و آنها را آذوقه داد و برايشان آذوقه جمع كرد ، و برمىگردد به اين كه امير بر وزن فعيل از أمر باشد نه از اجوف ، و وجوهى نيز براى آن ممكن است : اوّل : اين‌كه قلب در آن باشد . مخفى نيست كه آن از وجوه ديگر دور است . دوم : اين‌كه « أمير » فعل مضارع در صيغهء متكلّم باشد ، و على عليه السّلام آن را فرموده و به آن مشهور شده است ، همانطور كه در تأبّط شرا بدين‌گونه است . سوم : اين‌كه معنا اين است كه اميران دنيا به امير ناميده مىشوند ، به خاطر وظيفه‌اى كه براى تأمين مخارج خلق برعهده دارند و نيازى كه مردم در زندگيشان به آنان دارند ، و اما امير المؤمنين براى امرى بزرگ‌تر از اين است ، زيرا اميرى حضرت بر مردم به سبب زندگى ابدى آنها و تقويت روحانى اوست . ( بحار الانوار علامه مجلسى 37 / 293 ) - علامهء مجلسى در موضع ديگر پيرامون ناميده شدن على عليه السّلام به نام مبارك امير المؤمنين گويد : « بىشك ، اين گونه اخبار از طرق خاصّه و عامّه به صورت متواتر رسيده است . -