قزاگند در اينجا مطلق جامه است كه بر گليم نيز اطلاق مىشود زيرا در تفاسير آمده است كه گفت : دثّرونى دثّرونى يكى گليم را بر او پوشيدند تا گرم شد ( تفسير كمبريج ج 2 ، ص 501 ) .
در كشف الاسرار گويد : و قال دثّرونى دثّرونى ، فتدثّر بثوبه . قيل القى عليه قطيفة فنزل جبرئيل و قال : يا ايّها المدّثّر بثيابه ) ( ج 10 ، ص 280 )
كاهانيدن : كم كردن و كاستن .
خداى تعالى داند كه هر مادهاى چه دارد و چه زايد ، و چه كاهاند رحمها را و چه افزايد .
در ترجمهء
اللَّهُ يَعْلَمُ ما تَحْمِلُ كُلُّ أُنْثى وَ ما تَغِيضُ الْأَرْحامُ وَ ما تَزْدادُ
. ( سورهء 13 / آيهء 8 ) در قرآن مترجم خطّى آستانه به شمارهء 11 آيهء 15 سورهء 11 : بازنكاهانند ، در ترجمهء
لا يُبْخَسُونَ
. در قرآن مترجم شمارهء 43 آيهء 85 سورهء 7 نيز آمده است : بازمكاهانيد ، در ترجمهء
وَ لا تَبْخَسُوا *
.
كراشيده : آشفته ، پريشان گرديده .
گفتند اين خوابهايى است شوريده ، و ما نييم دانندهء خوابهاى كراشيده ، در ترجمهء
قالُوا أَضْغاثُ أَحْلامٍ وَ ما نَحْنُ بِتَأْوِيلِ الْأَحْلامِ بِعالِمِينَ .
( سورهء 12 / آيهء 44 ) و نيز رجوع شود به پراشيدگى .
بتا تا جدا گشتم از روى تو * كراشيده و تيره شد كار من ( لغت فرس ص 483 )
كنانه : كهنه ، قديم .
گفتند به خداى تعالى كه تو در همان دوستى كنانهاى ، در ترجمهء
قالُوا تَاللَّهِ إِنَّكَ لَفِي ضَلالِكَ الْقَدِيمِ .
( سورهء 12 / آيهء 95 ) گويند اين دروغى كنانه است چون گفتههاى پيشينيان ، در ترجمهء
فَسَيَقُولُونَ هذا إِفْكٌ قَدِيمٌ :
( سورهء 46 / آيهء 11 ) به روزگار تو نو شد ز سر جهان كهن * كنانه گر شود آن هم به روزگار تو باد ( فرهنگ نظام به نقل برهان قاطع ) در ترجمهاى از قرآن كريم كهنانه آمده است : مكشيد يوسف را و بيفكنيدش اندر بن چاه كهنانه . ( مجلهء راهنماى كتاب سال 12 شمارههاى 11 و 12 مقالهء آقاى ايرج افشار )
كيفتن و كيبيدن : بيك سو رفتن ، برگشتن به سوئى .
و فريفتشان ، و از دين حق به دين باطل به كيفتشان ، در ترجمهء
وَ غَرَّهُمْ فِي دِينِهِمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ
( سورهء 3 / آيهء 24 ) و آنها كه نمىگروند به قيامت ايشانند از اين راه راست كيبندگان ، در ترجمهء
وَ إِنَّ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ عَنِ الصِّراطِ لَناكِبُونَ .
( سورهء 23 / آيهء 74 ) و نيز رجوع شود به واژهنامهء همين تفسير .