وَ أَنْتُمْ سامِدُونَ . . .
و شما به لغو مشغوليد و روى از قرآن همىبگردانيد و همى تكبر كنيد . . . ( ج 2 ، ص 308 )
سفد ، سفت ، شفد : سقف ، آسمانهء خانه .
و وى افتاده بر سفد وى ، يعنى سقف وى پيش فرورفته و باز ديوار فروگشته از بعد وى ، در ترجمهء
وَ هِيَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها
( سورهء 2 / آيهء 259 ) آمد فرمان خداى تعالى به ويران كردن بناهاى ايشان از كدوادهها ، افتاد بر ايشان از زبر ايشان آن سفدهاى بر ديوار نهادهها ، در ترجمهء
فَأَتَى اللَّهُ بُنْيانَهُمْ مِنَ الْقَواعِدِ فَخَرَّ عَلَيْهِمُ السَّقْفُ مِنْ فَوْقِهِمْ
( سورهء 16 / آيهء 26 ) و رجوع به واژهنامه شود .
شبانگاه : به معنى آخر روز و عصر است ، در ترجمهء عشىّ .
و مر او را است سپاس و ستايش در آسمانها و در زمين ، و شبانگاه و گرمگاه ؛ يعنى نماز ديگر و نماز پيشين ، در ترجمهء
وَ لَهُ الْحَمْدُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ عَشِيًّا وَ حِينَ تُظْهِرُونَ
( سورهء 30 / آيهء 18 ) در تفسير كمبريج ، ج 2 ، ص 463 :
وَ عَشِيًّا
: و نماز كنيد نماز ديگر .
وَ حِينَ تُظْهِرُونَ
: و نماز كنيد نماز پيشين .
در تفسير ميبدى ج هفتم ، ص 434 ، سطر 17 : و
عَشِيًّا
؛ اى صلّوا اللّه عشيّا يعنى صلاة العصر و حين تظهرون : تدخلون فى الظّهيرة و هو صلاة الظّهر .
در ترجمهء و قصّههاى قرآن ، نيمهء دوّم ، ص 817 : و او را سزد ستايش در آسمانها و زمين و به آخر روز امر است به نماز ديگر ، و آنگاهكه به هنگام نماز پيشين رسد امر است به نماز پيشين .
در تفسير موزهء پارس ص 142 : و او را است شكر [ و ] سپاس در آسمانها او زمين و نماز ديگر كنند ، [ و ] آن وقت نيمروزان يعنى نماز پيشين ( « و » داخل قلّاب به قياس و هم با توجّه به معنى آيه افزوده شد )
غنودن : پينكى و چرت زدن .
در ترجمهء سنة و نعاس . خداى يكى است ، و جز وى خداى نيست ؛ زندهء پاينده است ، و كار خلق را سازنده است ، منزه است از غنودن و خفتن ( سورهء 2 / آيهء 255 )
غوشه : خوشه
و ديدم هفت غوشهء سبز و هفت غوشهء خشك كه آنها بركندند بن و بيخ اين غوشههاى سبزتر ، در ترجمهء
وَ سَبْعَ سُنْبُلاتٍ خُضْرٍ وَ أُخَرَ يابِساتٍ
( سورهء 12 / آيهء 43 )
غوشه : شاخهء نورسته ، در ترجمهء شطأ .
و داستان ايشان در انجيل همچون كشتى است كه بيرون آورده غوشههاى خويش ، در