ترجمهء
وَ مَثَلُهُمْ فِي الْإِنْجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ
( سورهء 48 / آيهء 29 ) .
و نيز رجوع شود به سورهء 76 / آيهء 14 ، در لسان التنزيل : الشّطاء ، اول برگ كشت ( ص 78 ) .
در تفسير كمبريج : شطأ ، شاخ ، در كشف الاسرار : بيرون آورد تخ خويش .
فروتر : نزديكتر .
و هرآينه بچشانيمشان از عذاب فروتر ، پيش از عذاب بزرگتر . در ترجمهء
وَ لَنُذِيقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذابِ الْأَدْنى دُونَ الْعَذابِ الْأَكْبَرِ
( سورهء 32 / آيهء 21 ) در كشف الاسرار آرد : و مىچشانيم ايشان را از عذاب اين جهانى . . . فرود از عذاب مهين .
( ج 7 ، ص 529 ) .
در تفسير كمبريج : و به خداى كه بچشانيم ايشان را از آن عذاب نزديكتر بديشان . ( ج اول ، ص 515 ) در لغتنامهء دهخدا يك شاهد بيشتر براى فروتر كه به اين معنى باشد ، نيامده است : اى شيخ فروتر آى كه سخن تو فهم نمىكنم . تذكرة الاولياء .
به نظر مىرسد كه لغت « فروتر » در متن چهار مقاله نيز بمعنى نزديكتر است آنجا كه گويد :
رودكى قبول كرد . . . و قصيدهاى بگفت و به وقتى كه امير صبوح كرده بود درآمد و به جاى خويش بنشست و چون مطربان فروداشتند ، او چنگ برگرفت و در پردهء عشّاق اين قصيده را آغاز كرد :
بوى جوى موليان آيد همى * بوى يار مهربان آيد همى پس فروتر شود و گويد :
ريگ آموى و درشتى راه او * زير پايم پرنيان آيد همى كه « فروتر » در اينجا به معنى نزديكتر شدن است ، يعنى رودكى جائى كه نشسته بود شروع به نواختن كرد و كمكم به امير نزديكتر شد تا امير را بيشتر بر سر شوق و وجد در آورد و او را شيفتهء بخارا سازد . و الّا فروتر را « پائينتر » معنى كردن ، چنان كه در ذيل چهار مقاله به تصحيح مرحوم دكتر معين و در سبكشناسى ج 2 ، ص 303 آمده است با فضاى بارگاه امير مناسبت ندارد ، خاصه در اطراف خراسان هنوز هم رسم است كه نوازندگان با ديدن شخص محتشمى شروع به نواختن مىكنند و كمكم به وى نزديك مىشوند به گونهاى كه وى را شاد و از خود بىخبر سازند ، تا آن شخص هديهاى به آنان بدهد يا سكهاى در دهانشان بگذارد .